2 - ضعف ناشى از جهل اضطرارى
1 - انسان بطور كاملا دقيق نمىداند يك لحظهء بعد وضع روانى او در چه حال است :
اى برادر عقل يكدم با خود آر
دمبدم در تو خزان است و بهار
مولوى
اين حقيقتى است كه اگر كسى بتواند درست تصورش كند ، تصديقش خواهد كرد . البته تخمين و حدس لحظات آيندهء روانى با تشابه و مقايسه به گذشته ، مطلبى صحيح است ، ولى هرگز علم ما به وضع آيندهء روان و كيفيات آن ، هرگز به صد در صد نمىرسد .
چه ضعفى بالاتر از اين كه آدمى در حمايت از خود بر مبناى « صيانت ذات » در هر حال در معرض فريب خوردن است ، ولى اين ضعفى است اختيارى كه بايد در رفع آن بكوشيم ، و اين نوع ضعفهاى اختيارى را پس از اين ، مورد بررسى قرار خواهيم داد .
تن قفس شكل است زان شد خارجان
در فريب داخلان و خارجان
اينش گويد من شوم همراز تو
وانش گويد : نى منم همراز تو
اينش گويد نيست چون تو در وجود
در كمال و فضل و در احسان وجود
آنش گويد هر دو عالم آن تست
جمله جانهامان طفيل جان تست
آنش خواند گاه عيش و خرمى
اينش گويد گاه نوش و مرهمى
او چو بيند خلق را سرمست خويش
از تكبر مىرود از دست خويش
او نداند كه هزاران را چو او
ديو افكنده است اندر آب جو
اين نقطهء ضعف كه بسيار مهم و حساس است ، با دو عامل اساسى قابل مرتفع شده است : عامل يكم - تقويت انديشه و تعقل براى تشخيص و شناخت واقعيات و تفكيك آنها از خيالات و اوهام پا در هوا و به كار بستن صحيح آن تشخيص و