تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢

و خطاب به كشتى نشينان چنين گفت : من هيچ علتى براى اضطراب در اين موقعيت نمىبينم . به من بگوئيد : چرا بايد مضطرب شوم آيا بدون علت و نياز سفر دريا را پيش گرفته‌ام نه هرگز . علت و نياز بوده است كه مرا به اين سفر وادار نموده است . آيا سفر دريائى بدون كشتى امكان پذير بود نه هرگز . پس سوار شدن من به كشتى نيز معلول يك علت ضرورى منطقى بوده است . آيا اختيار بادهاى طوفانى در دست من است كه بتوانم از آن جلوگيرى كنم پاسخش واضح است كه هرگز . آيا كشتيبان با ما خصومت شخصى دارد كه فقط با غرق كردن ما در اين موقع ، انتقامش را از ما مىكشد نه هرگز . پس اى همسفران عزيز ، ما در مسيرى كه تاكنون پيموده‌ايم كمترين تقصير و خطاى اختيارى نكرده‌ايم . براى همين است كه من اين لحظات را كه دروازهء ابديت به رويم باز شده است ، در كمال آرامش به تماشاى فروغ ابديت پرداخته ، نه ناله اى خواهم كرد و نه شيونى سر خواهم داد . تكليف ما در اين لحظات نهائى تسليم به سرنوشت است و با معبود يگانه به راز و نياز پرداختن . اندك - اندك طوفان دريا آرام مىشود و همهء كشتى نشينان نجات پيدا ميكنند . ( 1 ) ملاحظه مىشود كه قدرت تعقل و انديشه و آگاهى به دو نوع عناصر و پديده‌هاى اختيارى و غير اختيارى چه توانائى بزرگ بر آن بردهء حكيم بخشيده است . اين برده در نادانى به پيشامدهاى لحظات آينده با ديگر كشتى نشينان هيچ تفاوتى نداشته است . آنچه كه اپيكتت را قدرت آرامش بخشيده و مانع اضطراب او گشته بود ، معلومات و انديشه و تعقلى بود كه ديگر كشتى نشينان از آن محروم بوده‌اند . عامل دوم - لزوم تعديل احساس استغناء ذاتى براى فرزندان آدم و اين كه رشتهء حيات در دست آفرينندهء حيات است . اين يك حقيقت بسيار شگفت انگيز است كه با يك توجه مختصر نقطهء ضعف ويرانگر مبدل به قدرت سازنده و

هامش
( 1 ) . اين جانب داستان مزبور را با مضمون كلى آن در تاريخ حيات اپيكتت و عقايد فلسفى او ديده‌ام و بعضى از جملات كه براى توضيح مسئله آورده شده است ، از اين جانب است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 122 | محمد تقي جعفري