تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
مىگذارد كه وضع خانواده را به نواقص فراوانى دچار مىسازد ، زيرا فرض اينست كه شخصيت مرد شكست خورده و زن هم نمىتواند شكست مرد را با مال يا زيبائى يا عوامل قراردادى جبران نمايد . گروه دوم - خانواده هائى هستند كه در نظام حاكميت مطلق مرد زندگى ميكنند . مسلم است كه حاكميت مطلق مرد هم موجب ركود و شكست استعداد زن و ديگر افراد خانواده بوده ، هر اندازه هم كه مرد توانا و داراى امتيازات زيادى بوده باشد ، قدرت نجات دادن خانواده را از نكبت و تباهى نخواهد داشت . با يك بررسى و مطالعهء دقيق در جوامع اسلامى ، مىتوان به اين نتيجه رسيد كه شمارهء اين دو گروه از خانواده در برابر ديگر خانواده‌ها كاملا در اقليتند . آنچه كه اكثريت خانواده‌ها را در جامعه تشكيل مىدهد ، همانها هستند كه مديريت خانواده را با نظام شورائى در درون و سرپرستى و مديريت اجرائى مرد در روابط خانواده با اجتماع ، اداره ميكنند . در اين نظام هيچ گونه تعدى و ظلمى به دو عنصر اساسى خانواده كه زن و شوهر است وارد نمىآيد ، زيرا چنان كه شوهر خود را مجبور مىبيند كه يك واسطهء انتقال مزاياى زندگى اجتماعى به درون خانواده بوده باشد ، زن هم خود را ملزم مىبيند كه موجوديت مرد را در تشكل خانوادگى با تمام آگاهى و صميميت بپذيرد ، زن در اين نظام خود را جزئى از شخصيت مرد و مرد خود را جزئى از شخصيت زن مىبيند . و در آن صورت كه هر دو عنصر اساسى با نوع يا انواعى از ارتباطات اجتماعى پيوسته باشند ، باز خانواده را پالايشگاهى براى اندوخته‌ها و دريافتهاى خود از اجتماع تلقى مىنمايند . بنا بر اين ، نظم حقوقى خانواده در اسلام نه پدر سالارى است و نه مادر سالارى ، بلكه انسان سالارى است كه از جملهء * ( إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ ) * ( عزيزترين و با كرامتترين شما در نزد خداوند با تقوىترين شما است ) استفاده مىشود .