تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 263

مساهمون:

ص٢٦٣
را در ذات خود درميابد ، در صورتى كه مرد بوسيلهء حواس و تعقل نظرى محض عكسى از حيات را در ذهن خود منعكس مىنمايد . اين عكسبردارى مختص به حيات نيست بلكه چنان كه مولانا مىگويد :
تا بدانى كاسمانهاى سمى هست عكس مدركات آدمى گر نبودى عكس آن سرو سرور پس نخواندى ايزدش دار الغرور
ممكن است مرد در بارهء پديدهء حيات و مختصات و تحولات آن ، ميليونها معلومات داشته باشد ، ولى همه مىدانيم كه اين معلومات با چشيدن طعم خود حيات بسيار متفاوت است . اين تفاوت همان اندازه است كه ميان فعاليت زنده در بارهء خود حيات و درك آن ، و آيينه اى كه نشان دهندهء نمودهائى از حيات و فعاليتهاى فيزيكى و فيزيولوژيك ، مىباشد . البته اين نكته را بايد در نظر گرفت كه مقصود از درك حيات از ديدگاه زن و مرد ، حيات و جان خود آدمى نيست ، زيرا درك و علم هر كسى در بارهء حيات و جان خود حضورى بوده و بدون تفاوت ميان زن و مرد قابل دريافت و چشيدن مىباشد . بلكه مقصود ، حيات كلى است كه در همهء انسانها وجود دارد . يعنى زن حيات ديگرى را هم مىتواند مانند حيات خود با علم حضورى دريابد . بدينجهت بوده است كه در سر تا سر تاريخ در برابر صدها هزار اشقياى خونخوار مرد مانند چنگيز و نرون و آتيلا نمىتوان پنج نفر زن با داشتن مختصات طبيعى خود پيدا كرد كه قساوت و خونخوارى يك صدم يكى از اشقياى مرد را داشته باشد . يك كلئوپاترا كه از فرو كردن سنجاق به سينهء كنيزان خود احساس لذت ميكرد ، در تاريخ زنها ضرب المثل مانده است . اين امتياز فوق العاده ايست كه زن در آن هنگام كه با هشيارى و اختيار كامل به مردى علاقمند مىشود ، جان و حيات خود را در طبق اخلاص به آن مرد عرضه مىكند ، در صورتى كه مرد هر اندازه هم كه بيك زن عشق بورزد به آن مقام و الا كه حيات و جان خود را در طبق اخلاص به زن تقديم كند ، نمىرسد ،