دسته گل پخش و پلا شده اى است . » ( 1 ) البته با قضاوت سوواژ موافق مطلق نيستيم كه مىگويد « زن بى ارباب هيچ است » آنچه كه صحيح است اينست زن بىمرد از احساس ركود با عظمت ترين موج حياتش كه عبارتست از عدم شركت در كارگاه خلقت ، سخت نگران است كه حتى ممكن است به برخوردن تعادل روانى او بيانجامد . براستى اين هم يكى از امتيازات طبيعى زن است كه حتى بطور ناخودآگاه كنار كشيدن خود را از فعاليت در كارگاه خلقت ، مساوى نابودى خود تلقى مىكند ، در صورتى كه مرد ممكن است آن ناراحتى را كه از محروميت در فعاليت كارگاه آفرينش احساس مىكند ، بوسيلهء اعمال ديگر دفع نمايد و در موجوديت خود بيارامد در مقابل امتيازى كه زن در متن حيات دارد ، مرد از توانائى عقل نظرى محض بيشتر برخوردار است ، اين برخوردارى ، امتيازى با ارزش انسانى محسوب نمىگردد ، زيرا چنان كه اشاره كرديم فعاليتهاى تجريدى و تعميمى كه در مغز مرد بيشتر از زن ديده مىشود ، ارتباط آن فعاليتها را با واقعيت تضمين نمىنمايد . چنان كه در مبحث « زن و مرد از ديدگاه اسلام » خواهيم ديد .
هويت انسانى زن و مرد در اسلام
در برابر آن همه قضاوتها و عقايد افراطى و تفريطى در مقايسهء زن و مرد ، اسلام هيچ يك از آنها را نمىپذيرد و با صراحت كامل و قاطعانه هويت انسانى زن و مرد را متحد ميداند . نصوص قاطعانهء قرآن در بيان وحدت هويت انسانى مرد و زن قابل خدشه و ترديد نيست . از جمله نصوصى كه روشنگر اين وحدت است : 1 * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثى وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ الله أَتْقاكُمْ ) * ( 2 ) ( اى مردم ، ما شما را از يك مرد و زن