تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥

آرى ، انسانهائى كه در كشش زمان فرو رفته و خود مانند جزئى از زمان گرديده‌اند ، نه تنها قيامت و بهشت و دوزخ را بسيار بسيار دور مىبينند ، بلكه هستى خود را در كشش زمان چنان گم كرده‌اند كه مىگويند : * ( وَما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً ) * ( 1 ) ( گمان نميكنم قيامتى بر پا خواهد گشت ) . اما آن دسته از مردم رشد يافته و موفق به تكامل كه از جويبار زمان بيرون آمده و همهء حقايق و واقعيات را در زنجير پيوستهء علل و معلولات و عمل و عكس العملها مشاهده مىنمايند ، فاصله اى ميان زندگى خود و قيامتى كه روز آشكار شدن اعمال و نتايج آنها در پيشگاه خداونديست ، نمىبينند . اين مطلب در سخنانى كه امير المؤمنين ( عليه السلام ) در توصيف مردم با تقوا به همام فرموده است ، مشروحا بررسى خواهد گشت . از طرف ديگر احاديثى در منابع اسلامى به اين مضمون آمده است كه : من مات فقد قامت قيامته ، ثمّ إن كان من السّعداء فيكون قبره روضه من رياض الجنّة و إن كان من الأشقياء فيكون قبره حفرة من حفر النيّران . ( هر كس كه از اين دنيا رفت ، قيامتش بر پا شد . سپس اگر از گروه سعادتمندان بوده باشد ، قبر او باغى از باغهاى بهشتى است و اگر از اشقياء بوده باشد ، قبر او گودالى از گودالهاى دوزخ خواهد بود ) . بعضى از اهل عرفان بهشت و دوزخى را كه با مرگ آغاز مىشود ، به اخلاق و اوصاف نيكو و صفات و اندوخته‌هاى بد تفسير نموده‌اند . به اين معنى كه روح آدمى پس از مفارقت از بدن و قطع علائق مديريت كه به حالت فراغت مىرسد و خويشتن را در مىيابد اگر در اين دنيا اهل فضيلت و اخلاق و اوصاف نيكو بود ، با تجسم و مشاهده آنها پس از مرگ ، در حقيقت

هامش
( 1 ) الكهف آيهء 36 .