براى درك دو موضوع بدون ترديد هزاران پديده و روابط را مشاهده كرده و از واقعيتهاى متنوع عبور نموده است ، پس از مشاهده و عبور از آن پديدهها و روابط و واقعيتها حكمى را كه صادر مىكند ، مربوط به اينست كه مجموع آن مشاهده شدهها كه زندگى من هم يكى از آنها است داراى يك هدف و حكمت عالى نيست ، اين حكم درست مانند اينست كه ماهى با مشاهدهء هزاران واقعيات در دريا و ارتباط با آنها اين حكم را صادر مىكند كه اقيانوس پوچ و داراى هدفى نيست در صورتى كه اگر مدعى مزبور از فهم و شعور برخوردار بوده باشد ، مىگويد : من نمىدانم هدف و فلسفهء اين كارگاه بزرگ چيست و هدف نهائى زندگى من كدام است و اگر به اضافه داشتن فهم و شعور از عقل و خرد هم بهره مند بوده باشد ، از مشاهدهء عينى نظم و قانون كه در مجموع جهان هستى و حيات انسانها حكمفرما است ، اين نتيجه را مىگيرد كه حقيقت يا حقايقى وابسته بيك حقيقت وجود دارد كه جهان هستى و حيات ما انسانها را مورد محاسبه قرار خواهد داد .
11 - و ما بين أحدكم و بين الجنّة أو النّار الَّا الموت أن ينزل به ( اى مردم ميان شما و بهشت و يا دوزخ فاصله اى جز مرگ وجود ندارد كه فرود آيد و آن فاصله را بردارد ) .
خطاى ما در درك زمان ، قيامت و بهشت و دوزخ را با فاصلهء بينهايت براى ما مطرح مىنمايد
اين مطلب در بعضى از آيات قرآن مورد تذكر قرار گرفته است مانند : * ( إِنَّهُمْ يَرَوْنَه بَعِيداً وَنَراه قَرِيباً ) * ( 1 ) ( روز قيامت روزيست كه آنان آن روز را دور مىبينند و ما آن را نزديك مىبينيم ) .
هامش
( 1 ) المعارج آيهء 6 .