تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
2 - نالهء امير المؤمنين عليه السلام را مىتوان بعنوان مثال در بارهء مسائل زير مطالعه كرد : يك - مىگويم : خودخواه نباشيد ، به بيمارى تحقير خود و خودشكنى و خودستيزى دچار مىشويد دو - مىخواهم بيمارى احساس حقارت و خودشكنىهاى شما را معالجه كنم ، به خودخواهى و تكبر مبتلا مىشويد مىگويم : جهاد با دشمنان براى دفاع از دين و جان و مال و ناموس واجب است ، سستى مكنيد ، راه بيفتيد ، قدرت و كيان خود را با اختلاف عقايد و احساس كاذب ناتوانى تباه مىسازيد و هنگامى كه نتائج وخيم سستى و مسامحه و بارى بهر جهت دمار از روزگارتان در مىآورد ، به حركت در مىآئيد و فرياد مىزنيد كه چرا ما نشسته‌ايم و دشمن همواره خود را در كمينى كه براى ما گرفته است ، تقويت مىنمايد سه - مىگويم در تنظيم بعد مادى خود كوشا باشيد ، زيرا : من لا معاش له لا معاد له ( كسى كه معاش ندارد ، معاد ندارد ) بعد روحى و معنوى خود را بخطر مىاندازيد و بالعكس هنگامى كه دستور به شكوفا ساختن بعد روحى مىدهم ، مىخواهيد عبا روى سر انداخته برويد و همهء عمر را در خانهء خدا معتكف شويد : و فراموش كنيد كه : الكادّ لعياله كالمجاهد فى سبيل الله ( آن كسى كه براى معيشت خانواده اش مىكوشد ، مانند كسى است كه در راه خدا جهاد مىكند ) 5 ، 6 ، 7 - كلَّما اطلّ عليكم منسر من مناسر أهل الشّام اغلق كلّ رجل منكم بابه و انجحر انجحار الضّبّة فى جحرها و الضّبع فى وجارها ( هر آن گاه كه گروهى از سپاهيان شام به شما روى مىآورد . هر مردى از شما در خانهء خود را مىبندد و مانند سوسمار به لانهء خود مىخزد و مانند كفتار به آشيانه اش ) .