تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
ندارد چه مقدس است اين بيم و هراس كه موجب استفاده از چشمه سار زلال حيات پيش از خشك شدن آن بوده باشد . با اين بيان است كه آن پندار باطل كه مىگويد : ترس و وحشت [ به مفهوم اصطلاحى و منفى آن ] مذهب را بوجود مىآورد ، مردود و بىاساس بودنش روشن مىگردد . 8 ، 9 ، 10 - الذَّليل و الله من نصرتموه و من رمى بكم فقد رمى بأفوق ناصل . أنَّكم و الله لكثير فى الباحات ، قليل تحت الرّايات ( سوگند به خدا ، ذليل شد كسى كه شما به يارى او برخاستيد . و كسى كه بوسيلهء شما تير به دشمنش بيندازد با تير شكسته و بىپيكان با دشمن روياروى شده است سوگند به خدا ، شما در صحنهء ميدانهاى آرام انبوه مىنمائيد ، ولى در زير پرچمهاى برافراشته در كارزار ذوب مىشويد و اندك مىگرديد ) .
زين همرهان سست عناصر دلم گرفت شير خدا و رستم دستانم آرزو است
چه پست و محقرند آن انسانهائى كه با داشتن رهبرى مانند على بن ابي طالب ( ع ) كه هر نگاه صدق و صفاى الهىاش مىتوانست دلهاى همچون كاه را چون كوههاى مقاوم و پايدار بسازد ، باز ضعيف و ناتوان باشند . جاى شگفتى است مردمى كه تجسمى از صبر و شكيبائى بىپايان را در رهبرى مانند فرزند ابي طالب ببينند و باز چونان بوقلمون كه هر لحظه حالى دارد و هر آنى رنگى و چونان جانداران ترسو كه از كمترين حركت يك برگ ناچيز گوشه اى از لانهء خود را پناهگاه ابدى تلقى ميكنند و با اضطراب در آن لانه نفس برمىآورند تا آن گاه كه پيك مرگ سراغشان را بگيرد و دست زندگى را از گريبان آنان دور كند . آيا واقعا اين سست عنصران خود باخته على را نمىشناختند آيا راه او را راه خدا نمىدانستند آيا او را حتى يك لحظه در مسير ماكياولىگرى ديده بودند آيا در او كامجوئى و عشق به مال و منال دنيا سراغ داشتند