تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 67

مساهمون:

ص٦٧
توجه امام صادق ( ع ) كه علم قرآن در نزد او و پدران و فرزندانش بود ، قرار بگيرد . و اما استدلالى كه به ادعاى فوق كرده‌اند ، باضافهء اين كه با آيات قرآنى مردود است ، مبناى صحيحى ندارد ، زيرا مبناى استدلال فوق براينست كه چون حوادث آينده را خدا درك نمىكند ، پس علم به آنها نيز ندارد ، اشكال اين مبنا اينست كه اگر مقصود از درك همان دريافت علمى است ، اين اصل ادعا است و نمىتواند ادعا را ثابت كند و اگر مقصود از درك دريافت تأثرى است ، دريافت تأثرى در بارهء خداوند امكان ناپذير است ، چه از حوادث گذشته باشد و چه از حوادث حاضر و آينده . ممكن است اين مدعيان مبناى استدلال خود را بر عدم وقوع حوادث آينده قرار بدهند و بگويند : چون حوادث آينده تحقق پيدا نكرده است ، لذا نمىتوانند معلوم خداوندى بوده باشند . خطاى آشكار اين مبنا در اين است كه اين مدعيان رابطهء زمان را با خدا مانند رابطهء ما با زمان تصور كرده‌اند . يعنى چنان كه قرار گرفتن يك رويداد در آينده ، آن را از درك و علم ما بر كنار مىسازد ، همچنين از درك و علم خداوندى نيز بر كنار مىنمايد اينان نمىدانند كه همهء حوادث و رويدادهاى عالم هستى از آغاز تا بانجام بدون طناب ممتد زمان و يكى در كنار ديگرى ، نه يكى پس از ديگرى براى خدا معلوم است .
اى بر ورق تو درس ايام ز اغاز نوشته تا بانجام
نظامى گنجوى
جهان خلق و امر از يك نفس شد كه هم آن دم كه آمد باز پس شد ولى آن جايگه آمد شدن نيست شدن چون بنگرى جز آمدن نيست تعالى اللَّه قديمى كاو به يك دم كند آغاز و انجام دو عالم جهان خلق و امر آنجا يكى شد يكى بسيار و بسيار اندكى شد
شيخ محمود شبسترى

نظريهء سوم - اينست كه خداوند حوادث و امور فعلى و حاضر را نمىداند