دنيا به آنان ايفا مىكنيم ) . اين گروه در بيش از پنجاه مورد در قرآن آمده است . مقصود از « دنيا » پست و محقر و يا نزديك و مقدم در سلسله هستى است . آنچه كه به نظر مىرسد اينست چون در عده زيادى از آيات حيات دنيا در برابر حيات آخرت قرار گرفته است لذا مىتوان گفت مقصود از دنيا حقارت و ناچيزى آن است . مخصوصا با در نظر داشتن اين نكته كه منظور واقعيتهاى عالم هستى نيست ، بلكه فرو رفتن و پرستش پديدههاى محض حيات است . در چند مورد بهره بردارى از دنيا لهو و لعب توصيف شده است . مانند : * ( إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَلَهْوٌ ) * ( 1 ) ( جز اين نيست كه زندگانى دنيا بازى و اشتغال بىاساس است ) شبيه به همين مضمون است آياتى كه حيات دنيا ( زندگى فرو رفته در پديدههاى طبيعى محض ) را عامل غرور و فريب معرفى مىكند مانند : * ( وَمَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا مَتاعُ الْغُرُورِ ) * ( 2 ) ( و زندگى دنيا چيزى نيست به جز غرور ) .
گروه دهم - آياتى است كه انسانها را به عبادت با اخلاص دستور مىدهد
مانند : * ( وَما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا الله مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ حُنَفاءَ ) * ( 3 ) ( و آنان مأمور نشدهاند مگر به اين كه خدا را در حالى كه حركت در دين مستقيم الهى مىنمايند با اخلاص عبادت كنند ، دين از آن اوست ) . از جمله اين گروه دو آيه است كه مىگويد : * ( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) * ( 4 ) ( و من جن و انس را نيافريدم مگر براى اين كه مرا عبادت كنند ) .