تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
تنها امتيازى كه احساس كنندهء آزادى دارد ، قدرت ترجيح يكى از حلقه‌هاى زنجيرى واقعيت و آرمانها بر ديگرى و انتخاب آنست . اما پس از آنكه از آن پديدهء روانى استفاده نمود ، موجوديت خود را در مجراى مختصات و قوانين همان واقعيت و آرمان انتخاب شده قرار مىدهد ، پس آزادى نه تنها نمىتواند هدف نهائى زندگى بوده باشد ، بلكه حتى هدف نسبى زندگى هم نمىتواند باشد زيرا آزادى از ديناميسم حيات انسانى مىجوشد ، چنان كه احساس مربوط به متن خود حيات است . نفوذ حيات در عالم طبيعت و آرمانها و تحصيل آنها بدون مزاحم ، مانند تنفس انسان جاندار از هواى مناسب است ، حتى بالاتر از آن است كه به عنوان يك لذت روانى ارزيابى شود . ولى چنان كه تنفس انسان جاندار از هواى مناسب نمىتواند هدف حيات وى باشد ، همينگونه است احساس آزادى .

9 - هدفى كه اديان الهى براى حيات تعيين نموده‌اند

: مقصود ما از اديان الهى همهء آن اديان حقه است كه حيات را جلوه اى ممتاز از مشيت خداوندى در جهان طبيعت تلقى نموده‌اند . پيشوايان الهى در امتداد قرون و اعصار اين هدف را تبليغ نموده و با جدىترين قيافه با پيروان خود در راه وصول به اين هدف از هيچگونه كوشش و فداكارى دريغ ننموده‌اند . با نظر به مجموع تحقيقاتى كه تاكنون در بارهء « هدف اعلى و نهائى زندگى » چه در شرق و چه در غرب صورت گرفته است ، هيچيك از مكتبها نتوانسته‌اند هدفى معقولتر و قانعكننده تر از دين ، براى زندگى عرضه كنند . آناتول فرانس در كتاب « باغ اپيكور » اين مضمون را مىگويد « قدرت و نيكوكارى اديان است كه عاقبت وجود را بر انسان تعليم مىدهد و اگر ما فلسفه الهى را طرد نمائيم ، چنان كه ما همه در اين عرصه علم و آزادى چنين مىكنيم ، ديگر چيزى وجود ندارد كه فلسفهء وجودى ما را توجيه نمايد » به همين جهت است كه افلاطون از آن دوران