تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨

نمونه هايى از طرق غير معمولى كه واقعيات پشت پرده را قابل وصول مىسازد

مقصود از اين نمونه‌ها آن نيست كه معلوماتى كه از اين طرق بدست مىآيد ، حقايق ماوراى طبيعى مىباشند ، بلكه مقصود اينست كه طرق وصول به آن حقايق ، طرق معمولى مانند حواس و فعاليتهاى طبيعى ذهن و آزمايشگاهها نيست . 1 - هيچ كسى تاكنون در امكان آگاهىها و دانستنىهاى اشراقى و شهودى و الهامى ترديدى نكرده است . اين آگاهىها مستند به حواس طبيعى و تعقل معمولى و آزمايشگاههاى تعبيه شده با دست انسانها نمىباشد . اين گونه آگاهىها حتى در دقيقترين و متقنترين علوم كه عبارتست از علم رياضى براى عده اى از افراد نصيب شده است . 2 - طرق وصول به اكتشافات و اختراعات ، همه مىدانند كه انتقال به - معلومات جديد بعنوان اكتشاف و اختراع ، اگر چه احتياج به طى كردن مقدمات علمى معمولى كه در قلمرو دانستنيهاى مربوط به موضوع دارد ، ولى چنان نيست كه هر كس به آن مقدمات عالم بوده باشد ، حتما و بالضروره بايد به اكتشاف و اختراع نائل شود . مثلا چه بسا دانشمندانى در فيزيك وجود دارند كه داراى معلومات بسيار وسيع و عميق در رشتهء فيزيك مىباشند ، ولى كوچكترين اكتشافى را انجام نداده‌اند ، با اين كه همهء معلومات مربوطه و آزمايشگاهها در اختيار آنان قرار دارد . در يكى از مباحث گذشته اين مضمون را از كلودبرنار نقل كرديم كه « هيچ قاعده و دستورى نمىتوان بدست داد كه هنگام مشاهدهء امرى معين در مغز مردى محقق فكرى تازه و مثمر راه بيابد ، فقط پس از آنكه چنان فكرى بوجود آمد ، مىتوان آن را در مجراى قوانين مصرح منطقى كه هيچ محققى را تخلف از آن جايز نيست ، قرار داد ، ولى ريشهء آن امريست نامعلوم كه منشأ ابتكار و نبوغ اشخاص است » باز در همان مباحث گفتيم كه كتابى به اين عنوان [ سر نديبى بودن دانشها ] نوشته شده است . و اين تشبيه براى آن است كه مىگويند :