به پيامبرى [ يا فرستاده اى ] عطا فرمايد ، خداوند ناظر و نگهبانى از دو طرف ( طرف رو به خدا و طرف رو به مردم ) براى آن پيامبر موكل مىسازد ) . با ملاحظهء آيات فوق يا اين آيه ثابت مىشود كه داناى مطلق غيب خدا است و بس و اگر بخواهد از اين دانش كسى را آگاه بسازد ، مانعى وجود نخواهد داشت . نسبت آيات فوق با آيهء مورد بحث ، نسبت همهء آيات فراوانى است كه همهء جريات خلقت را به خدا نسبت مىدهد و خدا را خالق مطلق معرفى مىكند ، با آن آياتى كه جريانات خلقت را به علل و عوامل طبيعى مستند مىسازد ، مانند : * ( فَلْيَنْظُرِ الإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ . خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ ) * ( 1 ) ( بنگرد انسان در آنچه از آن خلق شده است . او از آبى جهنده خلق شده است ) . و نظير آن آيات كه ميراندن مردم را به خدا اختصاص مىدهد ، مانند : * ( الله يَتَوَفَّى الأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها ) * ( 2 ) ( خدا است كه نفوس انسانها را در موقع مرگشان مىگيرد ) . و با اين حال در آيهء ديگر مىفرمايد : * ( قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ) * ( 3 ) ( به آنان بگو : ارواح شما را فرشتهء مرگى كه بشما موكل است ، مىگيرد ) . * ( حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْه رُسُلُنا ) * ( 4 ) ( آن گاه كه مرگ بيكى از شما وارد شود ، فرستادگان ما او را مىگيرند [ روح او را ] ) . با توجه به آيهء ارتضاء كه امكان تعليم غيب را از خدا به رسول گوشزد مىكند ، بعيد دانستن يا امكانناپذير بودن علم غيب براى غير خدا ، باصطلاح معروف : اجتهاد در مقابل نص صريح است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 247
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٤٧
هامش
( 1 ) الطارق آيه 6 و 7 .
( 2 ) الزمر آيه 26 .
( 3 ) السجده آيه 11 .
( 4 ) الانعام آيه 61 .