تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
نهائى ، نوعى روشنائيهاى اجمالى بما مىدهند كه موجب اعتقاد به دخالت مبانى و اصول زير بناى طبيعت در سطح روبنائى آن مىباشد و اين روشنائىها عوامل فراوانى دارند ، از آن جمله : وقتى كه ما پديده‌هاى طبيعت را بطور كامل تحليل مىكنيم ، به اين نتيجه مىرسيم كه يك واحد حقيقى بنام هيولى و يا ماده و يا حركت بعنوان يك حقيقت عينى وجود ندارند كه اين همه صور و اشكال و روابط و كميتها و كيفيتها در آن واحد حقيقى در جريان قرار بگيرند ، بلكه آنچه كه مىبينيم امور مزبوره را در حال حركت و تحول و كون و فساد مشاهده كنيم و اگر آنها را به دانه‌هاى تسبيح تشبيه كنيم ، نخى وجود ندارد كه آنها را يكى پس از ديگرى يا يكى در كنار ديگرى قرار داده و بجريان بيندازد . با اين مشاهدات عينى است كه مىگوئيم : جهان طبيعت شكافهائى دارد كه پشت پردهء خود را نشان مىدهند . و جريان طبيعت ، همان است كه گروه‌هاى فراوانى از جهانبينان و حتى از آن كسانى كه دنيا را از ديدگاه علمى محض مىنگرند ، مىگويند : كه همهء امور جهان طبيعت از يك جهان ما فوق سرازير مىگردند . همچنين وقتى كه رابطهء « عليت » را ميان حوادث ، مورد توجه تحليلى دقيق قرار مىدهيم ، يك نخ عينى كه پيوند دهندهء معلول به علت باشد ، وجود ندارد ، بلكه اين حوادث كه در روبناى طبيعت و يا مشاهدات ابتدائى مورد توجه قرار مىگيرند ، با رابطهء علت و معلول جلوه ميكنند ، و واقعيت آن نيست كه براى ما جلوه مىكند ، بلكه همهء حوادث با يك استمرار دقيق از جهانى ما فوق طبيعت سرازير ميشوند و در موقعيتهائى خاص به شكل علت و معلول ظهور مىنمايند .

گروه سوم - آيات فراوانى است كه علم غيب را در انحصار خداوندى قرار مىدهد .

از آن جمله : 1 - * ( وَعِنْدَه مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ ) * ( 1 ) ( و در نزد او است كليدهاى غيب ، آنها را نمىداند مگر آن ذات اقدس ) .

هامش
( 1 ) الانعام آيه 59 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 245 | محمد تقي جعفري