عثمان را نكشتهام . همين چهار نفر بنزد معاويه برگشته و به او خبر دادند كه امير المؤمنين نسبت قتل عثمان را به او تكذيب نموده و خدا را شاهد گرفته كه او عثمان را نكشته است [ اين رفت و آمد به ترتيب زير ادامه پيدا مىكند و سخنان امير المؤمنين ( ع ) را به معاويه و سخنان معاويه را به امير المؤمنين خبر مىدهند . ] معاويه : اگر او عثمان را با دست خود نكشته است ، او بوده است كه دستور به قتل او داده و انبوه مردم را به قتل او تحريك كرده است . امير المؤمنين ( ع ) : خدا شاهد است ، به خدا سوگند ، آنچه كه معاويه گفته است ، دروغ است . معاويه : اگر على راست مىگويد ، قاتلان عثمان را كه در سپاهيان او هستند بدست ما بدهد ، تا ما آنان را قصاص كنيم . امير المؤمنين ( ع ) : آنان قرآن را عليه عثمان تأويل نمودند و ميان آنان و عثمان جدائى [ نظرى و اجتهادى ] بوجود آمد و در حالى كه سلطه در دست عثمان بود ، او را كشتند و براى امثال اين قاتلان قصاصى نيست . بدين ترتيب امير المؤمنين معاويه را از نظر مبانى فقه اسلامى مغلوب ساخت » ( 1 ) البته چنان كه در بعضى از سخنان امير المؤمنين عليه السلام ديده مىشود تحقيق و بررسى در دلايل آنان كه مردم را به قتل عثمان تحريك كرده بودند صحيح بود ، ولى چنين كار بزرگى در آرامش و نظم جامعه امكان پذير بود ، نه در وضعى كه معاويه عمدا پيش آورده بود كه تحقيق و بررسى امكان پذير نباشد . و آنگهى چنان كه در گذشته گفتيم : قاتلان حقيقى عثمان عبارت بودند از دو نفر بنام قتيرة بن وهب و سودان بن حمران نه محمد بن ابى بكر ( 1 ) و مالك اشتر و عمرو بن الحمق و مىدانيم كه دو قاتل مزبور را بردگان عثمان در همان روز غائلهء
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 171
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٧١
هامش
( 1 ) سيوطى در تاريخ الخلفاء ص 161 صريحا مىگويد : محمد بن ابي بكر در قتل عثمان شركت نكرده است و اين عدم شركت محمد را عدهء زيادى از مورخين نقل كردهاند همچنين هيچ تاريخ موثقى شركت مالك اشتر و عمرو بن حمق را در قتل عثمان بطور مستند ذكر نكرده است .
( 1 ) سيوطى در تاريخ الخلفاء ص 161 صريحا مىگويد : محمد بن ابي بكر در قتل عثمان شركت نكرده است و اين عدم شركت محمد را عدهء زيادى از مورخين نقل كردهاند همچنين هيچ تاريخ موثقى شركت مالك اشتر و عمرو بن حمق را در قتل عثمان بطور مستند ذكر نكرده است .