تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠

به كار مىاندازد و هزاران خون بيگناه را بر زمين مىريزد و باطلها را با نمايش حق بمردم تحويل مىدهد و جز اين سخنى ندارد كه در اين گفتگو ديديد : « برخيزيد و برويد ، من قدرت مىخواهم و ميان من و شما كه از حق دفاع مىكنيد ، چيزى جز شمشير ندارم » اين سه نفر برگشتند و جريان گفتگو با معاويه را به امير المؤمنين ( ع ) عرض كردند . ابن ابى الحديد چنين ادامه مىدهد كه « نصر بن مزاحم مىگويد : گروه قراء ( آشنايان با قرآن ) از اهل عراق و شام هر يك در ناحيه اى از صفين كه سىهزار نفر بودند جايگير شدند . امير المؤمنين عليه السلام در نزديكى آب اردو زد و معاويه نيز بالاتر از سپاهيان امير المؤمنين در نزديكى آب اردوى خود را مستقر نمود . گروه قراء ميان على ( ع ) و معاويه برفت و آمد پرداختند . از جمله قراء اشخاص زير بوده‌اند : عبيده سلمانى ، علقمة بن قيس نخعى ، عبد اللَّه بن عتبه و عامر بن عبد القيس كه در نقطه اى از ساحل فرات بوده و به سپاهيان على ( ع ) برگشتند . اينان نزد معاويه رفته و به او گفتند : اى معاويه ، چه مىخواهى معاويه : خون عثمان را مىخواهم . قراء : از چه كسى خون عثمان را مىخواهى معاويه : از على بن ابي طالب . قراء : آيا عثمان را على كشته است معاويه : آرى ، او كشته است و قاتلين عثمان را در سپاهيان خود جاى داده است » . ( 1 ) دقت فرمائيد كه معاويه در جواب قراء صريحا مىگويد : على بن ابي طالب ( ع ) عثمان را كشته است اكنون بقيه جريان را توجه فرمائيد : « سپس چهار نفر به نزد امير المؤمنين ( ع ) برگشته و سخن معاويه را به آن حضرت نقل كردند . امير المؤمنين ( ع ) : خدا شاهد است ، به خدا سوگند سخنى دروغ گفته ، من

هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه - ابن ابى الحديد ج 4 ص 16 .