او ، يعنى اندازه گيريهايش ، هرگز در بارهء خود جهان حقيقى چيزى به او نمىآموزند ، اندازهها براى او چيزى جز پيامهائى كم و بيش نامطمئن نيستند يا به تعبير هلمهولتز جز علاماتى نيستند كه جهان حقيقى به او مخابره مىكند و سپس او به همان طريقى كه زبانشناس مىكوشد تا سندى را كه از بقاياى تمدنى ناشناخته است بخواند ، در صدد نتيجه گيرى از آنها برمىآيد . اگر زبانشناس بخواهد به نتيجه اى برسد بايد اين را چون اصلى بپذيرد كه سند مورد مطالعه معنائى در بردارد ( 1 ) . » اين مسائل كه تاكنون مطرح كرديم براى اثبات اين حقيقت بود كه « نه تنها علم نمىتواند واقعيات و اسرار پشت پردهء طبيعت را كه مبانى اصيل طبيعت و جريانات آن هستند ، منكر شود ، بلكه خود علم است كه مىگويد : مطالعهء دقيق طبيعت ما را به اعتقاد به واقعيات پشت پردهء طبيعت كه بسيار با اهميت مىباشند ، رهنمون مىگردد » . راه ديگرى براى اثبات واقعيات پشت پردهء طبيعت وجود دارد كه درون آدمى است ، يك احساس خالص و فهم ناب و درك عالى جهان طبيعت را بدون واقعيات و مبادى ماوراى طبيعى مانند جاندارى دم بريده و بىسر تلقى نمىكند . اين احساس و فهم و درك با اين دستور كه « سرت را پائين بينداز و بخور و بخواب ، مرگ نزديك است و مرگ پايان كار است » تضاد آشتى ناپذير دارد كه با شوخىهاى اپيكورى و دگماتيسمهاى منتهى به نيهيليسم ، قابل آشتى كردن نيستند . و آنچه كه در پشت پرده است با ابديت و مبناى حيات حقيقى ما مربوط است ، لذا امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه آن همه اصرار به حركت و كوشش در راه تأمين بعد ابديت روح انسانى دارد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 145
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٥
آيات قرآنى و روايات معتبر و مخصوصا نهج البلاغهء امير المؤمنين
هامش
( 1 ) تصوير جهان در فيزيك جديد - ماكس پلانك ترجمهء آقاى مرتضى صابر ص 138 .