وجود دارد كه اگر خيالات بىسروته و تلقينات بىاساس كه مغز شما را پركرده است ، فرصتى داد ، به اين نوع تفكر نيز بپردازيد ، و نترسيد ، زيرا اگر سودى هم براى شما نداشته باشد ، ضررى نخواهيد كرد . نمونه هايى از قضايايى كه با اين نوع تفكر در بارهء حيات داريم ، بقرار زير است : 1 - حيات انسانى با يك موج انديشه مىتواند يك جامعه اى را دگرگون بسازد .
2 - حيات انسانى بقدرى مىتواند از لطافت و ظرافت عالى برخوردار باشد كه همهء انسانها را جزئى از خود بداند .
3 - حيات انسانى بقدرى لطيف و زيبا مىشود كه هستى را مانند يك بوته گل زيبا تلقى كند .
4 - حيات انسانى بقدرى به خشونت مىگرايد كه خود را با قيافهء خصومت روياروى عالم هستى مىبيند .
5 - حيات انسانى بقدرى حساسيت پيدا مىكند كه : من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان يعنى ظريف و لطيفترين حقيقتى كه دم فرشتگان ملكوتى است ، او را ناراحت و ملول مىنمايد .
6 - با اين حال وقتى كه عشق در دل او راه ميابد ، قدرتى كه در برابر همهء جهان هستى مىتواند مقاومت كند ، در خود مىبيند :
قال و مقال عالمى مىكشم از براى تو
( 1 ) 7 - حيات انسانى وقتى كه در ظلمات جهل فرو رفت ، همهء جهان را تاريك مىبيند . 8 - حيات انسانى وقتى كه با نور معرفت منور گشت ، جهان را پر از فروغ الهى مىبيند .
هامش
( 1 ) اين بيت از حافظ است :من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان
قال و مقال عالمى مىكشم از براى تو