آن عدد از امواج و آن ارتباط با نور كه موجب بروز نمود رنگ زرد مىباشد ، موجب بروز رنگ آبى و بنفش و سرمه اى نمىباشد . پس اثبات اين كه همه چيز زرد نيست ممكن است . اكنون دقت فرمائيد در اين مقايسه اى كه راسل ميان اين دو مسئلهء : « بيشتر مردم با من موافقند كه همه چيز زرد نيست » و « بيشتر مردم با من موافقند كه فرمانده بلزن اشتباه ميكرد ( 1 ) » انجام مىدهد اولا - چنان كه در گذشته اشاره كرديم ، راسل اكثر مردم را بدين ترتيب تخطئه كرده است كه عقل سليم در مردم بسيار كمياب است و هر كس در مغزش زاويه اى براى جنون دارد ، بنا بر اين فرمايش راسل مىتوان گفت : از كجا مىدانيد كه « موافقت بيشتر مردم با شما در اين كه همه چيز زرد نيست » يكى از فعاليتهاى زاويهء جنون همان مردم نباشد ثانيا - مقايسه ميان خوبى شخصيتهاى رشد - يافته مانند پيامبران و اولياء اللَّه و بدى اشقياء مانند فرمانده بازداشتگاه بلزن با رنگ زرد و آبى كه بعضى مردم رنگ زرد را دوست دارند و بعضى ديگر آبى را [ نهايت امر كسانى كه رنگ زرد را دوست دارند ، عددشان بيشتر است ، پس من هم با كسانى كه رنگ زرد را دوست دارند ، چون اكثريتند موافقم ] جز براى ناشنيده گرفتن صداى استادى كه مىخواهد موسيقى طبيعت را براى راسل قابل درك بسازد ، علت ديگرى نمىتوان پيدا كرد . آيا موسى بن عمران و فرعون ، ابراهيم خليل و شداد ، محمد بن عبد اللَّه ( ص ) و ابو جهل ، على بن ابي طالب ( ع ) و ابن ملجم مانند رنگ زرد در مقابل رنگ آبى است فقط با اين تفاوت كه مثلا دوستداران رنگ زرد بيشترند » يك عبارت هم از ماكس پلانك فيزيكدان بسيار مشهور قرن در بارهء اين كه واقعيات اصيل اين جهان طبيعت در پشت پردهء آنست ، مىآوريم : « كمال مطلوب فيزيكدان شناسائى جهان خارجى حقيقى است ، با اين همه يگانه وسايل كاوش
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 144
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٤
هامش
( 1 ) عرفان و منطق - برتراند راسل ترجمهء آقاى نجف دريا بندرى از ص 191 تا ص 194 دقيقا مطالعه شود .