تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١

هيچ ناتوانى شرم آورتر از آن نيست كه آدمى با باز كردن منطقهء حيات خود به روى دشمن به متلاشى كردن موجوديت خود كمك كند .

در قاموس زندگى بشرى دو نوع ناتوانى شرمآورتر از همه ناتوانىها وجود دارد : 1 - ناتوانى ناشى از قدرتپرستى و احساس بىنيازى . 2 - ناتوانى ناشى از احساس خود كمبينى و خيره شدن به قدرت ديگران و احساس لزوم تكيه بر غير از خود ، در ادامهء حيات با امكان استقلال . ضرر قسم يكم از ناتوانى كه ناشى از قدرتپرستى و احساس بىنيازى است ، عمومى بوده مانند آتشى است كه هم خود را بدست فنا مىسپارد و هم مواد ديگرى را كه در مجاورت و دسترس آن قرار گرفته است تباه مىكند . توضيح اين ناتوانى چنان كه در مباحث گذشته نيز به آن اشاره شده است ، اينست كه قدرتمند قدرت پرست عنان آگاهى و اختيار خود را بدست قدرت كه حقيقتى است نا آگاه و بىاختيار ، مىسپارد و خود را در برابر جريانات طغيانگرانهء قدرت ناتوان مىسازد . در حقيقت مانند اينست كه يك مغز الكترونيكى را در درون كوهى آتشفشان قرار بدهند كه اطلاعات و ديگر ابزار كارش را بطور خودكار از درون بىمهار كوه بدست بياورد و آن كوه آتشفشان و ديگر اشياء مجاور را ببازى بگيرد اين ناتوان مىگويد : من نمىتوانم بازندگى ديگران بزندگى خود ادامه بدهم و نمىتوانم با وجود اراده و استقلال ديگران ، اراده و استقلالى داشته باشم ضرر قسم دوم ناتوانى ناشى از خود باختن و خود كمبينى و محروميت از درك عظمت و ارزش حيات خويشتن مىباشد . جملهء مورد تفسير اين قسم را گوشزد مىكند . اين ناتوانان گرگهاى درنده را براى متلاشى كردن گوشت و رگ و پى و استخوان خود دعوت ميكنند اينان نه تنها خود را قربانى زبونى و حقارت و پستى خود مىنمايند ، بلكه گرگهاى درنده را بر دريدن
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 21 | محمد تقي جعفري