اعضاى انسانها و متلاشى كردن موجوديت آنان تحريك و تشويق مىنمايند .
اين نابكاران زبون تيز كنندگان شمشير يكه تازان وقيح ميدان تنازع در بقاء بوده ، خيانت بر ديگر انسانها را بر جنايت بخويشتن ميفزايند و براى تاريخ بشرى گرگانى بنام قهرمانان مىسازند . خداوند انتقام بشريت را از اين دو گروه خائن بگيرد .
27 ، 31 - أنت فكن ذاك إن شئت و أمّا أنا فو اللَّه دون أن أعطي ذلك ضرب بالمشرفيّة ، تطير منه فراش الهام و تطيح السّواعد و الأقدام و يفعل اللَّه بعد ذلك ما يشاء ( تو اگر مىخواهى چنين باش ، اما من سوگند به خدا ، با قدرتى كه بر پراندن تارك دشمن و قطع بازوها و پاهاى او دارم ، سلطه را بدست دشمن نخواهم داد . [ اينست وظيفهء من ] و مشيت قاهرهء خداوندى كار خود را دارد ) .
تو چنان باش كه مىخواهى ، اما من حيات بى تعهد را مرگى پست مىدانم
تو اسير هوى و هوست باش تو غافل از ارزش حيات خود و ديگران باش و اگر مىخواهى هستى خود را به چنگالهاى خونبار درندگان انسان نما بسپار اوراق تاريخت را با سطور ننگآور بپايان برسان اگر ميل دارى هرگز بفكر آن مباش كه از كجا آمده اى و براى چه آمده اى و بكجا خواهى رفت اگر خيلى دلت مىخواهد كه موجوديتت را كه عاليترين محصول كارگاه هستى است ، فداى تمايلات خونخواران ضد انسان بنما ، من چنين نمىخواهم و چنين نخواهم كرد . مگر پديدهء حيات را با آزادى و مىخواهمهاى بىاساس بدست آوردهام كه آن را بازيچهء مىخواهمهاى بىاساس با روپوش آزادى قرار بدهم اين حيات همان حقيقت الهى است كه به من داده شده است ، اين داده شدهء جبرى با فريادى كه از درون آن شنيده مىشود مىگويد : « همانطور