آنانرا در بر خواهد گرفت اگر چه ميلياردها انسان مختلف و متنوع بوده باشند .
حال ببينيم هدف اعلاى حيات من چيست و هدف حيات شما كدام است هدف اعلاى حيات من كاملا روشن و بى ابهام است و آن عبارتست از ورود در جاذبهء الهى و شما را هم كه مىخواهم و ادارهء امور شما را بدست گرفتهام براى شركت دادن شما در اين حركت تكاملى است . به همين جهت است كه در همهء شئون زندگى شما ، مانند يك نگهبان احساس تعهد و وظيفه مىنمايم ، ولى شما چيز ديگرى را هدف زندگى خود قرار دادهايد ، شما خوشىها و لذايذ زندگى طبيعى را اگر چه به زبان نياوريد ، هدف زندگى مىدانيد و اگر هم گاهگاهى ابديت و ديدار خداوندى از درون شما خطور كند ، نه براى اينست كه آن امور نهائى را جدى و حياتى تلقى مىكنيد ، بلكه توجه به آن امور هم خود نوعى لذت جوئى در آينده ايست كه در انتظارش نشستهايد .
اين دو هدف گيرى متضاد ما را از يكديگر جدا مىكند و در آن حالت كه من براى پايان دادن به زندگيم يعنى در جهاد در راه خدا آماده ميشوم ، شما آماده نمىشويد و تنفس در روى زمين و نگريستن بروشنائى آفتاب بدون بينائى درونى را مانند هدف حيات تلقى نموده حاضر به ورود در مرز زندگى و مرگ نمىشويد .
23 ، 26 - و اللَّه إنّ امرء يمكَّن عدوّه من نفسه يعرق لحمه و يهشم عظمه و يفري جلده لعظيم عجزه ضعيف ما ضمّت عليه جوانح صدره ( سوگند به خدا ، آن مردى كه دشمن را بر خود مسلط بسازد كه گوشت او را بخورد و استخوانش را نرم و پوستش را بكند ، چنين شخصى سخت زبون است و دل او كه عضلات سينه اش آن را احاطه كرده است ، ناتوان و درمانده است ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 20
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠