انسانى مىگردد . همين معنى از سخنان و كردارهاى عينى امير المؤمنين عليه - السلام به خوبى ثابت مىشود كه در همين جملات مورد تفسير مىفرمايد : « دشمن كمترين غفلتى در بارهء شما ندارد و شما در غفلت فرو رفتهايد » و اين غفلت و و ناآگاهى به شكست حتمى شما خواهد انجاميد » .
20 ، 22 - و أيم اللَّه إنّي لأظنّ بكم أن لو حمس الوغى و استحرّ الموت قد انفرجتم عن ابن ابي طالب انفراج الرّأس ( سوگند به خدا ، گمان من در بارهء شما چنين است كه اگر كارزار شدت بگيرد و امواج مرگ طوفان پديد آورد ، مانند سرى كه دو نيم شود ، از فرزند ابي طالب دور خواهيد گشت ) .
پس تشكل و تركيب شما با من ، صورى و بى اساس است
اگر اتحاد شما با من يك اتحاد واقعى بود ، چنان كه در روزگار خوشى و آسايش با من بوديد ، همچنان در هنگام ناگواريها و سختىها نيز از من جدا نمىگشتيد . از اين مغايرت و ناهماهنگى كشف مىشود كه هدف زندگى شما هدفى است كه نمىگذارد ، با حيات من در آميزيد و تشكل واقعى با حيات من بوجود بياوريد .
اگر چه من عين شما و شما عين من نيستيد ، ما چند انسان و چند موجوديم .
ولى چيزى كه مىتواند ما را و هر چند انسان را با همديگر متحد بسازد ، هدف اعلاى حيات است ، بنا بر اين ، آنجا كه اتحادى در هدف حيات نيست وحدتى ميان انسانها قابل تحقق نيست اگر چه دو انسان باشند كه از ابعاد متعددى به يكديگر به پيوندند مانند پدر و فرزند ، مادر و فرزند ، دو همسر ، پيشرو و پيرو ، مربى و مربى [ با فتح ] و بالعكس ، در آن هنگام كه چند انسان در هدف اعلاى حيات با يكديگر اتحاد داشته باشند ، يك وحدت عالى در مبدء و مسير و مقصد حركت