نغب التّهمام انفاسا و افسدتم علىّ رايى بالعصيان و الخذلان حتّى قالت قريش : انّ ابن ابي طالب رجل شجاع و لكن لا علم له بالحرب . للَّه ابوهم و هل احد منهم اشدّ لها مراسا منّى ، و اقدم فيها مقاما منّى لقد نهضت فيها و ما بلغت العشرين وها انا قد ذرّفت على الستّين و لكن لا رأى لمن لا يطاع ( 1 ) . ( خدا نابودتان كناد ، قلبم را با خونابه پر كرديد و سينهام را از خشم مالامال نموده و غمهاى متوالى را جرعه پس از جرعه به من خورانديد ، رأى و نظرم را با نافرمانى و تنها گذاشتن من مختل ساختيد ، تا آنجا كه قريش گفتند : فرزند ابي طالب مرديست دلاور ، ولى فنون جنگ را نمىداند . خدا پدرشان را حفظ كناد ، آيا در ميان آنان كسى در امور جنگى با مهارتتر و با سابقه تر از من وجود دارد من هنوز به بيست سالگى نرسيده بودم قيام به تكاپو در جنگ نمودهام ، هم اكنون ساليان عمرم از شصت تجاوز مىكند . [ ولى چكنم ] كسى كه اطاعت نشود رايى ندارد . ) من دلى خونين و سينه اى پر درد از تهمتهاى نارواى شما دارم . آيا براستى اين حرفها را كه مىزنيد خودتان آنها را باور داريد آيا من داراى نيروئى بىتدبيرم اين همه پيروزيها را در دهها جنگ و جهاد متنوع كه قدرت و شجاعت براى ادارهء آنها يك عنصر محدود است ، فقط با قدرت و شجاعت موفق شدهام برويد براى سرپوش گذاشتن به ناتوانىها و سست - عنصريها و پليديهاى خود بهانهء ديگر بتراشيد . 24 - اىّ دار بعد داركم تمنعون و مع اىّ إمام بعدى تقاتلون ( 2 ) ( از كدامين وطن جز وطن خود دفاع خواهيد كرد و برهبرى كدامين پيشوائى بعد از من وارد نبرد خواهيد گشت ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 114
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٤
هامش
( 1 ) خطبهء 27 ص 65 و 66 .
( 2 ) خطبهء 29 ص 70 .