16 - و انّى لراض بحجّة اللَّه عليهم و علمه فيهم ( 1 ) ( من به حجت خداوندى عليه آنان و علم او به همهء حالات آنان خرسندم ) . حال كه خداى من به حال من و آنان آگاهست ، چه باكى دارم . « خداوندا تو مىدانى » اينست عامل محرك حيات و اميد من . 17 - و من العجب بعثهم الىّ ان ابرز للطَّعان و أن اصبر للجلاد هبلتهم الهبول ، لقد كنت و ما اهدّد للحرب و لا ارهب بالضّرب ( 2 ) ( شگفتا ، براى من پيام فرستادهاند كه آمادهء جنگ شوم و به مشقت نبرد تحمل كنم زنها به ماتمشان بنشينند ، من تا كنون هرگز با جنگ تهديد نشدهام و كسى مرا با زدو خورد نترسانده است ) . آرى ، براى شجاعترين مرد تاريخ و جدىترين قيافهء بشرى گاهى تبسم مختصرى هم لازم است و آن موقعى است كه روبه صفتان بزدل اين شير خدا را تهديد به جنگ نمايند 18 - و انّى لعلى يقين من ربّى و غير شبهة من دينى ( 3 ) ( و قطعا ، من بر مبناى يقين پروردگارم استوارم و بدون شبهه اى در دينم حركت ميكنم ) . شك و ترديد در حق و حقيقت پس از ديدن آن و پس از اختلاط آن با همهء سطوح روح آدمى امكان ناپذير است . 19 - و لعمرى ما علىّ من قتال من خالف الحقّ و خابط الغىّ من ادهان و لا ايهان ( 4 ) ( سوگند به زندگيم ، براى من در نبرد با مخالف حق و كسى كه در گمراهى غوطه ور است ، نه تصنع و نفاق امكان پذير است و نه سستى . ) چون حق و حقيقت و عظمت آن را ديدهام ، ديگر نمىتوانم روپوشى در
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 112
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١١٢
هامش
( 1 ) خطبهء 22 ص 55 .
( 2 ) خطبهء 22 ص 55 .
( 3 ) خطبهء 22 ص 56 .
( 4 ) خطبهء 24 ص 58 و 59 .