تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

ج - چيزى كه وحى مىشود ، عبارتست از حقايق و واقعيات براى بيان و تبليغ « حيات معقول » انسانها بوسيلهء پيامبران الهى . ما پيش از بحث در واحدهاى مربوط به وحى ، يك تعريف اجمالى در بارهء وحى را مىآوريم : وحى عبارتست از آگاه شدن پيامبر از واقعيت چه بطور مستقيم بوسيلهء شعور و گيرندگى خاصى كه خدا به پيامبر عنايت نموده است ، و چه بوسيلهء فرشته اى كه مأمور ايصال وحى به شعور و استعداد گيرندگى پيامبر است . اگر ما نتوانيم در بارهء حقيقت اين شناخت از مفاهيم كاملا روشن و مستقيم بهره بردارى نمائيم ، مىتوانيم با تحقيق و بررسى در شناختهاى اشراقى و اكتشافى و شهودى و الهامى كه ساده تر و روشنتر از هويت وحى مىباشند ، تا حدودى به شناخت وحى نزديك شويم . شناختهاى مزبور با عبارات و اصطلاحات گوناگون در علوم روانى و ديگر علوم انسانى و فلسفه‌ها مورد پذيرش قرار گرفته‌اند . خصوصيتى كه در وحى وجود دارد اينست كه عين واقعيت و صلاح انسانها را در « حيات معقول » بطور قطع بيان مىكند . و كسى كه شايستهء وحى است ، با كوشش و تلاش كامل در تصفيه درون شايستگى گرفتن واقعيات را بدست مىآورد . اين تصفيه و تزكيه و گيرندگى به حدى است كه براى نوع بشر معمولى قابل تصور نيست و سرمايه و نيروى چنين تصفيه و تزكيه را خداوند متعال به بعضى از بندگانش عنايت نموده است چنان كه در آيه اى از قرآن آمده است : * ( وَإِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا ) * ( 1 ) ( خدا داناتر است به آن مورد كه رسالت خود را در آن قرار مىدهد . ) از مختصات وحى اينست كه به هيچ وجه قابل شك و ترديد نيست و واقعيتى كه با وحى براى پيامبران روشن مىشود ، آشكارترين و قويترين شهود است كه با جان آنان در آميخته است . استناد شناخت وحى به خداوند متعال از استناد هر گونه شناخت به عوامل خود كاملتر و روشنتر است . يكى ديگر از مختصات وحى آنست كه با هيچيك

هامش
( 1 ) الانعام آيهء 124