واقعيات را با چشم خود مىبينيم ، يقينى و غير قابل ترديد تلقى مىنمائيم و كمترين ترديدى در تحقق آن رويدادها به ذهن خود راه نمىدهيم . آفتاب كه ديروز بر كرهء زمين تابيده و آثارى از خود گذاشته است . هيچ گونه قابل ترديد نبوده و احتمال خلاف به هيچ وجه بحادثهء مزبور راه ندارد . گوئى حادثهء مزبور جزئى غير قابل تفكيك از ذات ما گشته است ، در صورتى كه شناخت ما در بارهء واقعيتهاى حال حاضر و آينده چنين نيست ، زيرا رويدادى كه در حال حاضر بوقوع مىپيوندد و يا در آينده وقوع خواهد يافت ، بدانجهت كه درك هيچ حادثه اى مجرد از هر گونه اجزاء و روابط آنها در جهان هستى و بدون دخالت موضع گيرى ما در شناخت آن حادثه ، امكان پذير نيست ، لذا ما آن شناخت يقينى را كه در بارهء تحقق يافتهها بدست مىآوريم ، در بارهء حوادث حال و آينده نمىتوانيم تحصيل كنيم ، زيرا اجزاء و روابط آنها در جهان هستى هر اندازه هم كه براى ما نمايش سيستم بسته باشند ، باز بدانجهت كه در واقع داراى سيستم باز مىباشند ، لذا همواره احتمال خلاف محاسبات در حوادث آينده ، اگر چه خيلى نا چيز باشد ، احتمال منطقى است . شناخت ما به روياروئى آفتاب با كرهء زمين در ديروز ، با شناخت ما به روياروئى آفتاب با كرهء زمين در فردا متفاوتست . زيرا در ما فوق قوانين علمى محض كه زاييده شدهء موضع گيرى ما در يك مجموعهء معينى است ، احتمال وقوع يك رويداد كيهانى كه موجب دگرگونى در منظومهء شمسى ما باشد ، چنان كه گفتيم يك احتمال منطقى ولى فوق قوانين علمى است . و مىتوان گفت : خود قانون علمى هر اندازه هم كه يقينى باشد ، باز در واقع مشروط به شرائط معينى است كه در صورت فقدان يكى از آنها ، از جنبهء علمى ساقط مىگردد . آيات فراوانى در قرآن مجيد ، جريان مستمر حوادث طبيعى و انسانى را به مشيت متجدد و مستمر خداوندى نسبت مىدهد . مانند : * ( وَإِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه وَما نُنَزِّلُه إِلَّا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ ) * ( 1 ) ( و هيچ چيزى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 85
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٥
هامش
( 1 ) الحجر آيه 21 .