تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤
لفظها و نامها چون دامها است لفظ شيرين ريگ آب عمر ما است
مولوى با توجه دقيق و تتبع لازم در سرگذشت گيرندگىهاى بشرى و بررسى كافى در آنچه كه بشر گرفته و از چه كسانى گرفته و چگونه گرفته است ، با مسائل فوق العاده شگفت انگيزى روبرو مىشويم از آن جمله : الف - مىبينيم كه واقعيتهائى ناقص و نارسا با زيباييهاى جالب هنر بيان و تجسيم و تصوير ، بجاى واقعيتهاى كامل و منطقى صد در صد براى مردم قابل هضم نموده‌اند . بعنوان مثال : يك قدرت پرست خود خواه با اين گونه جملات « اگر ما با احترام به قانون طبيعت قوى الاراده بودن خود را بر ديگران اثبات نكنيم و پيروز نشويم ، ديرى نمىگذرد كه حيوانات وحشى ما را متلاشى ميكنند و سپس ميكربها هم آن حيوانات را از پاى در مىآورند ، در نتيجه زمين فقط جايگاه زندگى ميكربها مىگردد . » شناختهاى خاصى در بارهء طبيعت و انسان و قانون و احترام در مغز مردم بوجود آورده آنانرا تا پايمال شدن در ميدان كارزار تحريك و بسيج نموده است . درست دقت كنيد : « احترام » چه قالب زيبائى براى نشان دادن يكى از عالى ترين پديده‌هاى روانى ما انسانها اين همان پديده است كه قلمرو آدميان را از ديگر جانوران جدا مىسازد . آرى احترام به قانون مثبت و شخصيت سازنده ، از بزرگترين عوامل زندگى با « حيات معقول » است . حالا به كلمات ديگر اين گويندهء مبتلا به بيمارى قدرت توجه فرمائيد . « قانون طبيعت » البته قانون طبيعت بسيار با اهميت است ، و ما با شناخت همين قانون و بهره بردارى منطقى از آن است كه مىتوانيم « از حيات معقول » برخوردار شويم . اما مقصود از اين قانون طبيعت چيست آيا مقصود اينست كه زمينها را براى كشت و كار آماده كنيم تا مواد غذايى انسانها را تهيه نمائيم گلها و رياحين را با اصول و قوانين علمى كه طبيعت آموزنده بما تعليم مىدهد ، بكاريم و تربيت