تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
كنيم و از راه زيبائى ديدگاه حسى ، ناگوارىها و زجر و ناراحتىهاى روانى بشر را تقليل بدهيم صنعت و هنر را براى آسايش و تقويت مغزى و روانى انسانها تقويت و ترويج كنيم كودكان و فرزندان خود را با در نظر گرفتن عاليترين قوانين طبيعت برونى و درونى تعليم و تربيت نمائيم نه خير مقصود گوينده اين قوانين نيست ، بلكه خود او با كمال صراحت توضيح مىدهد كه اين قانون عبارتست از تقويت و اجراى اراده و قدرت براى پيروزى بر ديگر انسانها براى چه مگر ديگر انسانها چيستند و چه كارى كرده‌اند كه مستحق شكست در برابر اراده و قدرت شما گشته‌اند براى اين كه اگر ما آنانرا از پاى در نياوريم ، آنان ما را از پاى در مىآورند . اين گوينده با استفاده از كلمهء زيباى « احترام » و با به كار بردن كلمهء قانون طبيعى كه استحكام و ضرورت خود را بر همهء مغزهاى بشرى اثبات كرده است ، همچنين با استدلال به لزوم جلوگيرى از فنا و نابودى كه خود مستند به همين تفسير قانون طبيعت است ، مغز و روان مردم جامعه را تسخير نموده براى كشتن پنجاه و پنج ميليون انسان آماده نموده است . در صورتى كه اگر بجاى كلمات و جملات فوق چنين مىگفت : كه قدرت و خود خواهى نمىگذارد من آرام بنشينم ، بايد جوامعى را تحريك كنم و از خانه و زندگى و وطنشان آواره بسازم و ميلياردها انرژى مغزى و عضلانى و مادى را مستهلك نمايم و در ميدان نبرد كه مرز زندگى و مرگ است ، با ديگران روياروى هم قرار بگيريم و من قدرت و ارادهء خود را به كار بيندازم و آنانرا با شكست مواجه نمايم ، تا بتوانم در موقعى كه در آيينه به خود مىنگرم به صورت انسانى بنگرم كه خود خواهيش اشباع شده است بينوا اين انسان كه جاذبيت قالبهاى لفظى مىتواند او را از روى خاك به زير خاك منتقل نمايد و دليلى هم جز اين نداشته باشد كه گوينده‌هاى ما خيلى خوب سخن مىگويند . ب - معمولا در هر جامعه اى قالبهايى براى نشان دادن واقعيات رواج پيدا مىكند كه روحيهء انعكاس محض و پذيرش تقليدى را در مردم آن جامعه