سازندگى آنان در ابعاد گوناگون حيات بشرى كه دارند ، بعد ديگرى از آنان چه آگاهانه و چه نا آگاه در خاندان بشرى مطرح است كه در تفسير و توجيه حيات انسانها بيش از آنچه كه تصور مىشود ، مؤثر مىباشد .
اين بعد عبارتست از جاذبهء واقعيت نماى شخصيتها كه گاهى امواجش تا اعماق سطوح روانى مردم نفوذ مىكند .
مىتوان گفت : بروز اين جاذبيت سه ريشهء اساسى دارد : ريشهء يكم - خاصيت واقع گرائى خود انسانها كه بسيار حيات بخش و عامل اصيل پيشرفتها در شناخت و عمل مىباشد . ولى هيچ جاى ترديد نيست كه گاهى دامنهء جاذبيت شخصيت بسيار گسترده تر از جاذبيت خود آن واقعيتى است كه بوسيلهء آن براى مردم عرضه شده است . البته هر اندازه كه واقعيت كشف شده يا ساخته شده بيشتر داراى اهميت بوده باشد ، به همان اندازه جاذبيت شخصيت با اهميتتر و اصيلتر گسترش مىيابد .
ريشهء دوم - مربوط به خود شخصيت است ، بعضى از شخصيتها به اضافهء جاذبيت ، امتيازى كه از ارائهء واقعيت و ايجاد تحول مفيد در جوامع بدست مىآورند ، به جهت داشتن عناصر روانى ديگرى مانند اوصاف عالى انسانى و يا ابراز آن واقعيت و ايجاد تحول به جهت موقعيتهاى حياتى كه همزمان با فعاليت سودمند شخصيت بوده است ، كشش عميقتر و گسترده ترى را حيازت ميكنند . چنان كه عكس اين قضيه هم صحيح است ، به اين معنى كه ممكن است در سرگذشت پيشرفتهاى بشرى شخصيتهائى بوده باشند كه سودمندترين گامها را در راه پيشرفتها برداشتهاند ، ولى يا به جهت نداشتن اوصاف عالى انسانى و منفور جلوه كردن در جامعه ، يا مناسب نبودن موقعيتها ، يا كيفيت عرضهء واقعيت ، بدون ايجاد كمترين جاذبيت ، رهسپار گوشههاى تاريك تاريخ گشته و نام و نشانى از آنان باقى نمانده است .
ريشهء سوم - مربوط به مردم جامعه است آنچه كه تاريخ سرگذشت پيشرفتهاى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 31
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣١