كشف از تباهى زندگى مىكند ) متذكر شدهايم با استدلال و فهم مستقيم و تحقيق واقع جويانه ، نه تقليد و انعكاس محض ، دريافت و درك شوند .
ب - تقليد را بعنوان يك پديدهء ضرورى ثانوى مطرح نمائيم ، نه يك پديدهء طبيعى و مطلوب مطلق .
ج - در آن قلمرو مسائل نظرى و آن واقعياتى كه مردم خودشان نمىتوانند بطور مستقيم و با دلايل و منابع اصلى ، آنها را درك كنند ، و در عين حال براى تفسير و توجيه زندگى ضرورت دارند ، بدون ترديد بايد تقليد كنند و نمىتوانند ببهانه اين كه من دلايل و منابع آن واقعيات را نمىدانم . پس آن واقعيات را يا به كلى ناديده مىگيرم و يا با گمان و پندار خود حل و تصفيه مىكنم .
د - شايد اين مسئلهء از نظر اهميت بالاتر از همهء مسائل گذشته باشد ، كه حتما متفكرانى كاملا مطلع و با خلوص و صميميت ، در هر دورانى و جامعه اى ، همهء شخصيتهائى را كه در آن دوران و جامعه جاذبيتى بوجود آورده و فضاى خاصى را اشغال نمودهاند ، ارزيابى منطقى نمايند ، و در نتيجه از ضررهاى تقليد شفاف و نا ملموس از شخصيتها ، جلوگيرى به عمل بياورند ، چنان كه واقع يا بى شخصيتهاى ديگرى كه بعللى از جاذبيت محروم مانده و حتى بعد واقع يا بى آنان بدست فراموشى سپرده شده است ، ارزيابى و مورد بهره بردارى منطقى قرار بگيرند .
تقليد ناشى از جاذبيت قالبهايى كه واقعيتها بوسيلهء آنها منعكس ميشوند
اگر چه زيبائى و جاذبيت قالبها در ارائه واقعيتها بسيار مطلوب و مفيد است ، در عين حال براى مردم معمولى كه از قدرت تشخيص قالب و محتوا محرومند و بيشتر جاذبيت و زيبائى قالبها در آنان اثر مىكند ، بسيار حساس و خطرناك مىباشند . در دو بيت زير بعنوان نمونه دقت فرماييد :
راه هموار است و زيرش دامها
قحطى معنا ميان نامها