طرف را آمادهء پذيرش بيچون و چراى گفتههاى خود بنماييد . به نظر مىرسد اين عامل تقليد يكى از خطرناكترين عوامل شكنندهء قدرت تفكر است كه ممكن است انسانها را تا سرحد خود باختگى كامل تنزل بدهد . در اينجا اشتباه نشود ، زيرا ما مخالف به كار بردن اصطلاحات خارجى در موارد ضرورى نيستيم و اين يك تعصب ويرانگر است كه ما لغت پرست بوده و عاشق لغت مخصوصى باشيم بلكه بالعكس ما معتقديم كه اگر لغتى قالب كاملا مناسبى براى يك معنى بوده باشد ، و لغت ديگرى نتواند در ارائه معنى به پايهء آن برسد . بايد همان لغت به كار برده شود ، اگر چه لغت آن جامعه نباشد . ولى از اين تجويز نبايد زبان خاص جامعه را بى اعتبار كرده و شايستگى آن را از بين ببرد . و با نظر به اهميت الفاظ در ابراز مفاهيم در يك جامعه ، مىتوان گفت : كه يكى از عوامل زوال فرهنگها تحميل لغات و تركيبات لفظى و دگرگون ساختن لهجه و طرز اداى كلمات و جملات است كه تدريجا موجب تغيير يافتن خود معانى و مفاهيم مىگردد .
عنصر چهارم - هدفى كه از تقليد منظور مىگردد
- از مجموع ملاحظاتى كه تا كنون در بارهء شناختهاى تقليدى مطرح كردهايم مىتوان انواعى از هدفها را كه در شناختهاى تقليدى منظور ميشوند ، حدس زد . اين هدفها بر دو قسم عمده تقسيم مىگردند : 1 - هدف معقول 2 - هدف نا معقول
هدف معقول از شناختهاى تقليدى
اگر احساس گزافه گوئى نبود ، با صراحت قاطعانه مىگفتيم : شناختهاى تقليدى اصلا جزء شناختها نيستند تا با هدف معقول داراى ارزش باشند و با هدف نا معقول بى ارزش معرفى شوند . شايد عده اى نتوانند اين مسئله را هضم كنند كه شناختهاى تقليدى از سنخ شناختهاى واقعى نيستند .
ولى اين مسئله چه قابل هضم باشد و چه قابل هضم نباشد ، واقعيت