تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
399 - دل نشين مرغوب . 400 - دل نظرگاه خدا -
« دل نباشد غير آن درياى نور دل نظرگاه خدا و آن گاه كور »
مولوى - مثنوى 401 - نقطهء دل شايد به معناى فؤاد در عربى باشد مقابل لب كه مركز عقل است -
« بر نقطهء دل است چو پرگار سير من اين مرغ قانع است به يك دانه آشنا »
صائب تبريزى 410 - دل نگران چشم به راه و منتظر . 411 - دل نگه داشتن دور كردن دل از وسواس .
« دل نگهداريد اى بيحاصلان در حضور حضرت صاحبدلان »
مولوى 412 - دل نمودگى اظهار ميل . 413 - دل نمودن مهربانى . 414 - دلنوازى مهربانى . 415 - دل نه كسى كه توجه كند . 416 - دلنهادن توجه و دقت . 417 - نيكدل نيكو دل ، نيكو ضمير -
« همى بار كردند و چيزى نماند سبك نيكدل كاروانها براند »
فردوسى 418 - دل وا پس چشم به راه 419 - دلوار بى باك . 420 - دل ويران -
« هر كجا ويران بود آنجا اميد گنج هست گنج حق را مىنجوئى در دل ويران چرا
مولوى - ديوان شمس