394 - مهمانسراى دل -
« من به قناعت شده مهمان دل
جان به نوا داده به سلطان دل »
« دل سراى تست پاكش دارم از آلودگى
كاندرين ويرانه مهمانى ندانم كيستى »
على صائبى تبريزى
395 - ميان دل هستهء مركزى دل : سويداى دل ، سويداى ضمير ، حبهء دل ، جايگاه جلوهء خداوندى .
« نيست كس را جز تو جائى در سويداى ضمير
آرزوى اهل عرفانى ندانم كيستى »
على صائبى تبريزى
« بهر جزوى ز خاك ار بنگرى راست
هزاران آدم اندر وى هويداست »
« درون حبه اى صد خرمن آمد
جهانى در دل يك ارزن آمد »
« بدان خردى كه آمد حبهء دل
خداوند دو عالم راست منزل »
شيخ محمود شبسترى
396 - ميوهء دل -
« قرة العين من آن ميوهء دل يادش باد
گر چه آسان بشد و كار مرا مشكل كرد »
حافظ
397 - نازك دل حساس بودن دل -
« چندين هزار شيشهء دل را به سنگ زد
افسانه ايست اين كه دل يار نازك است »
صائب تبريزى
398 - نزهت سراى دل -
« باغى كجاست اهل هنر را كنون بگو
نزهت سراى خاطر و دل ساحت درش »
دقايقى مروزى