تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
196 - دلا ، اى دل اى جان ، اى من ، اى نفس . 197 - دلير قوى دل ، دلاور ، شجاع -
« شد از مردى آن سوار دلير گمان برد كان شير دل بود شير »
نظامى 198 - دل دادن -
« اين ديدهء شوخ مىكشد دل به كمند خواهى كه به كس دل ندهى ديده به بند »
دل من خواست همى بر كف او دارم دل ور بجاى دل جان خواهد بدهم كه سزاست
فرخى 199 - دلداده 200 - دلدار . 201 - دلدارى . 202 - داغ دل 203 - دام دل . 204 - دانا دل . 205 - در دل آمدن -
« در دلم آمد كه سال آن مه من چند هفتهء ديگر بر آن شمار بر آمد »
سوزنى 206 - دل در انتظار بودن -
« بزرگان چشم و دل در انتظارند عزيزان وقت و ساعت مىشمارند »
سعدى 207 - در دل را باز كردن هر چه در دل داشتن گفتن . 208 - درد دل .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 306 | محمد تقي جعفري