تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
« گرگ آزاد ريسمان در حلق كيست خلوت نشين دل با خلق »
اوحدى 175 - خليده دل مجروح دل ، دل مجروح . 176 - خندان دل دل خندان . 177 - خنك شدن دل راحت دل . 178 - خواب دل . 179 - دلخواسته معشوق . 180 - دلخواه . 181 - خواهش دل . 182 - خود را در دل ديگرى جا دادن . 183 - دلخور شدن . 184 - دلخوردگى . 185 - دل خوردن -
« ز فكر دانه مخور زير آسمان دل خويش به آب خشك محال است آسيا گردد »
صائب تبريزى
« دل را به ره بيهده كامى نتوان خورد اين ميوه عزيز است بخامى نتوان خورد »
وحيد 186 - دلخوش -
« بر مرگ دل خوش است درين واقعه مرا كاب حيات در لب ياقوت فام اوست »
سعدى 187 - دلخوش داشتن قناعت و رضايت دادن به چيزى . 188 - دلخوشى .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 304 | محمد تقي جعفري