تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢
ابن خلدون و شهاب الدين سهروردى و مؤلفان اخوان الصفا و جلال الدين محمد مولوى و ميرداماد و صدر المتألهين و خواجه نصير طوسى و شيخ سيد حيدر آملى و ده‌ها امثال اين متفكران و حكما تفكرات متنوعى را در زمينهء جهان بينى اسلامى ابراز نموده‌اند . روش فكرى هر يك از اين متفكران و حكماء و سيستم ارتباط او با جهان و انسان و ماوراى طبيعت باضافهء مشتركاتى چند ، با داشتن خصوصياتى معين تفسير و توجيه جهان بينى را بطور عام به عهده گرفته است . يكى با روش و سيستم مشائى وارد ميدان شناخت شده است ، ديگرى از ديدگاه اشراقى بجهان نگريسته است آن ديگرى با نگرش علمى محض جهان را براى خود مطرح نموده است . شخصيتى ديگر هستى را از ديدگاه عرفان مورد شناخت قرار داده است . . . . و همهء اينان از زمينهء اصلى اسلام تجاوز ننموده‌اند ، به اين معنى كه هر يك از آنان متفكر اسلامى است ، بدون اين كه سيستم و روش فكرى اسلام منحصر در وى بوده باشد . ما وقتى كه به تنهائى جلال الدين محمد مولوى را در نظر مىگيريم ، مىبينيم با اين كه اين متفكر بزرگ صد در صد در مسير مكتب اسلام حركت مىكند ، از هر گونه سيستم و روش فكرى از حكماى هند گرفته تا پراگماتيسم امروزى ، نمونه‌هاى بسيار با اهميت از آنها را در كتاب مثنوى در جريان مىگذارد . [ رجوع شود به مولوى و جهان بينىها در مكتبهاى شرق و غرب ] اين امتياز شگفت انگيز كه در مكتب اسلام ديده مىشود ، ناشى از آنست كه اسلام انسان را با همهء استعدادها و نيروها و ابعادش در برابر همهء جهان با همهء سطوح و ابعادش قرار داده و دستور به برقرار ساختن رابطهء صحيح ما بين اين دو قطب مىنمايد . اسلام هيچ عينك خاصى براى جهان بينى بر چشم آدميان نمىزند ، چنان كه هرگز