ذهن از جهان عينى نيست . 4 - يك ارتباط محدود با مقدارى از اجزاء طبيعت استعداد رياضى ما را بيدار مىكند و مغزها دقيقترين فعاليتها را در عمليات رياضى از خود بروز مىدهند ، در حالى كه مىدانيم واقعيت آن اعمال رياضى و نتايجى صحيح كه از آنها گرفته ميشوند ، ساختهء ذهن ما نيستند ، يعنى خيالات و اوهام و ذوق پردازى شعرى نمىباشند و بعبارت ديگر واقعيت عمليات و استنتاجات رياضى را مغز هيچ انسانى بوجود نمىآورد كه اگر او وجود نداشته باشد . عمليات و استنتاجات رياضى واقعيت نفس الامرى هم نخواهد داشت .
از امثال اين ارتباطات متنوع ، اين نتيجهء قطعى را مىگيريم كه منحصر ساختن شناخت واقعيتهاى جهان هستى به عكسبردارى محض از نمودهاى فيزيكى آن ، به محدود كردن كار مغز و واقعيت جهان در برداشت محدود ميانجامد . پس اين كه مىگوئيم : آرى -
جهان بينى همه جانبه گرايش به ايده ئولوژى را ايجاب مىكند
در حقيقت ابراز مخالفت سخت با محدود ساختن ارتباطات انسان با جهان واقعى مىنمائيم . اگر استعداد رياضى در ما انسانها وجود نداشت ، ما هرگز نمىتوانستيم با واقعيتهائى بعنوان نتايج رياضى كه محصول عمليات رياضى صحيح است . آشنائى پيدا كنيم . اگر ما استعداد زيبايابى نداشتيم ، امكان نداشت كه ما با چهرهء زيباييها ، آشنائى پيدا كنيم .
اگر ما استعداد درك عدالت را در ارتباطات زندگى و قوانين آن نداشتيم ، امكان نداشت كه واقعيت عدالت را كشف و مورد بهره بردارى قرار بدهيم . همچنين اگر چنين بود كه ما فاقد استعداد درك حكومت كلى قانون در جهان هستى بوديم ، محال بود كه ما واقعيت مزبور ( حكومت كلى قانون در جهان هستى را ) درك كنيم . بنا بر اين ، از هر ديدگاه علمى و فلسفى هم كه در نظر داشته باشيم ، اين نتيجهء قطعى را خواهيم داشت كه ما بوسيلهء هر استعدادى كه