تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
را كه مدت زندگانى شما را در بر مىگيرد ، مطرح نموده ، سؤال « من چيستم يا كيستم » را حل شده تلقى كنيد . ولى بايد بدانيم كه اين نوع مطالب سطحى و ابتدائى پاسخ منطقى و نهائى به سؤال مزبور نيست ، بلكه دور كردن سؤال از ديدگاه شناخت و تفكر همه جانبه ، يا نابود كردن سؤال است كه هيچ منطقى در قاموس بشرى آن را تجويز نمىكند . ما براى پاسخ به اين سؤال مجبوريم « من » را بعنوان جزئى فعال در جهان هستى و درك كنندهء اصول و قوانين آن و دارندهء استعدادهائى كه مىتواند بوسيلهء هر يك از آنها ارتباط خاصى با جهان پيدا كند براى شناخت مطرح كنيم . ما همچنان كه من يك فرد مانند ماكياولى را با ديدگاهى پستى كه بزندگى انسانها داشت ، منظور بداريم ، بايد فردى مانند على بن ابي طالب ( ع ) را هم براى شناخت من در نظر بگيريم . همچنين بايد گسترش حيات من را كه در حساسيت از نفس فرشته اى متأثر مىشود و در هنگام عشق در برابر جهانى مقاومت مىورزد :
من كه ملول گشتمى از نفس فرشتگان قال و مقال عالمى مىكشم از براى تو
در شناخت من مورد توجه قرار بدهيم . با اين بررسى همه جانبه است كه مىتوان يك استعداد بسيار با اهميت در من ديد كه معنايش بسيار روشن و قابل فهم عمومى است كه مىگويد :
تا مايهء طبعها سرشتند ما را ورقى دگر نوشتند كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى
نظامى گنجوى ما نبايد فريب نوعى از فعاليت ذهنى خود را بخوريم كه مىگويد : تو ارادهء آزاد دارى بنا بر اين مىخواهى در اين جهان هستى بيك هدف عالى معتقد باش و مىخواهى نباش . زيرا اين خود فريبى حتى در هنگام ناديده گرفتن ضرورىترين واقعيات علمى هم مىتواند در درون بشرى بروز كند . هرگز ديده
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 257 | محمد تقي جعفري