تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
مقصود از ايده ئولوژى در اين مبحث كه در برابر جهان بينى بر نهاده مىشود ، عبارتست از يك عده اصول درك شده و مطلوب ، كه اين مطلوبيت به حدى رسيده است كه بعنوان عقيده پذيرفته شده و مانند عنصرى اصيل در مغز و روان انسانى به فعاليت مىپردازد و تفسير و توجيه زندگى را « آن چنان كه بايد » به عهده مىگيرد . مسلم است كه پديدهء تعهد كلى در زندگى لازمهء قطعى تفسير و توجيه زندگى مىباشد .

جهان بينى چيست

ارتباط ذهن انسانى با جهان بيرون از خود ذهن ( واقعيت بطور كلى ) بر سه نوع عمده تقسيم مىگردد : نوع يكم - ارتباط مستقيم علمى محض كه از مشاهده و لمس واقعيات بوسيلهء حواس طبيعى و دستگاه هايى كه براى كمك به حواس ساخته ميشوند ، بوجود مىآيد . اين ارتباط كه نوعى خاص از روابط انسانى با واقعيتها است ، در طول قرون و اعصار موجب بوجود آمدن رشته هايى از علوم گشته و در جريان زندگى انسانها تأثير مهمى را بوجود آورده است . نوع دوم - ارتباط دريافتى با واقعيات است كه در اشكال مختلف در معرفتهاى بشرى وارد شده است ، مانند دريافت زيبايى نمودها و عظمتها و نشانه‌هاى اسرار آميز كه مغزهاى متفكر را بطور جدى به خود مشغول داشته است . نوع سوم - ارتباط با مجموع جهان هستى كه محصول آن عبارتست از فلسفه‌ها و جهان بينىهاى كلى . اگر چه همهء انواع سه گانهء ارتباط با واقعيتها از نوعى جهان بينى برخوردار است ، زيرا ارتباطات علمى محض با جهان نيز نوعى از جهان بينى است كه فقط اجزاء يا روابط و نمودهائى معين از جهان را توضيح مىدهد . همچنين ارتباطهاى دريافتى نيز بنوبت خود موجب