شك و ترديدهاى قانونى و بيمارى و حرفه اى
مىتوان شك و ترديد را با نظر به علل اصلى و حالات مغزى همزمان با شك و موضوع مشكوك و نتايج طبيعى و روانى به اقسام زياد تقسيم نمود .
بحث از اين اقسام زياد ، مربوط به مبحث كنونى ما نيست . فقط سه قسم مهم شك را كه در مسائل مربوط به شناخت از ديدگاه اسلام ، ضرورت دارند ، مورد بررسى قرار مىدهيم :
1 - شك قانونى
عبارتست از نوسان و تردد ذهن در بارهء رابطه ميان موضوع و محمول قضيه براى تحقيق در مسير واقع يا بى ، بدون علاقه به خود ترديد و بدون اين كه ذهن در حركت بسوى واقعيابى توانائى نداشته باشد .
اين ترديد را شك قانونى مىناميم ، زيرا شناختهائى كه از مسير حواس و تعقل و دخالت ديگر عوامل درك كه خارج از ذات انسانى بوجود مىآيند ، همواره در معرض ابهام و تاريكىهائى قرار مىگيرند كه از ناحيهء عوامل و موضع گيريهاى حواس و تعقل و ديگر عوامل درك ، ذهن آدمى را احاطه مىنمايند . شك ناشى از اين جريان يك امر طبيعى بوده و توجه به اين كه اين شك موجب تصفيه شناختها و بر طرف شدن احتمالات اضطراب آميز است ، خود يكى از عوامل پيشرفت در شناختهاى اصيل مىباشد . و به همين معنى است كه گفته مىشود : يقينهاى اصيل و مفيد آن سوى پل شك و ترديد قانونى است .
2 - شك بيمارى
:
اين شك ناشى از ناتوانى ذهن از رو يا روى قرار گرفتن با مدعاها و دلايل و تجزيه و تحليل در تركيب در بارهء واقعياتست كه مخالف طبيعت تواناى ذهن است . ملاك اين بيمارى ، وحشت ذهن از بررسى واقعيات و تفكيك آنها از خيالات و حقيقت نماها مىباشد . يكى از اساسىترين مختصات شك بيمارى ، جستجوى آسايش فكرى در فرار از فعاليتهاى مغزى و تكيه بر « شايد چنين باشد و شايد چنين نباشد و من هم مجبور نيستم يكى از دو طرف را احراز كنم » است . اين احساس آزادى در احراز يكى از دو طرف