پيش گرفتهاند . در اين مسير هدايت را براى خود بطورى تفسير كردهاند كه مىتوانند آن را بعنوان مبناى زندگى خود محاسبه كنند . اين هدايت چيست منشاء اين هدايت كدام است در گمان و محاسبهء آنان همان خواستههاى حيوانى است كه مىتوانند با فريفتن خود و ديگران آنها را به حساب هدايت بياورند و دلخوش باشند . نتيجه دوم - تبهكاران به خروج از مسير انسانيت قناعت نمىكنند ، بلكه اصرار دارند كه كثافت كاريها و حركات ضد انسانى خود را با گمان و حساب هوى پرستانه توجيه نمايند و قوانين الهى را كه نيك را از بد تفكيك و حق را از باطل جدا كرده است بهم بزنند و موجوديت خود را تفسير و توجيه نمايند نتيجه سوم - اين هم يك محاسبهء جاهلانه است كه گروهى به ادعاى ايمان قناعت ورزيده به طمع رفاه و آسايش در اين دنيا ، زندگى را بدون ورود در آزمايشها و سختىها و ناگواريها و گذشت با جوهر سعادت ابدى در يك پيالهء زرين به گلوى آنان بريزند و بالاتر از اين ، تا بتوانند سپاسگزار اين مدعيان شوند كه اجازه دادهاند تا آنان اين شربت گوارا را در گلويشان فرو ريزند نتيجه چهارم - يكى ديگر از محاسبههاى وقيحانهء آن نابينايان اينست كه هيچ محاسبه اى را در ما فوق حماقتهاى خود نمىبينند . گوئى فقط آنان هستند كه مىبينند ، و چشمى ديگر وجود ندارد كه آنانرا تحت نظاره قرار داده باشد اين بردگان گمانهاى بى اساس بايد بدانند كه خدا ناظر بر همهء حركات و سكنات درونى و برونى آنان مىباشد : به چه دليل
بدان دليل كه تدبيرهاى جمله خطا است
انورى بچه دليل به آن دليل كه
از قضا اسكنجبين صفرا فزود
روغن بادام خشكى مىنمود
مولوى