تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
هستى است ارتباطى با مقام شامخ ربوبى برقرار كند . انسانى ديگر دريافت يك آشنائى اسرار آميز در درون خود در هنگام احساس تنهائى مطلق در زندگى مىتواند ، آن آشناى حقيقى را دريافت نمايد . نتيجهء دوم - كه بايد گفت : تتمهء نتيجهء يكم است ، اينست كه اختلافات مضر و ويرانگر موقعى بروز مىكند كه غرض ورزى و هوى پرستى و خود نمائى در شناخت و ابراز حقيقت دخالت مىكند و حقيقت را مختل مىنمايد و اين يك بيمارى مهلكى است كه در اغلب جوامع در همهء دورانها حتى در روشنترين حقايق دامنگير هوى پرستان خودخواه بوده است . قسمتى از اين اختلافات ويرانگر موقعى بروز مىكند كه يك شخصيت چشمگير از يك جهت در جامعه اى مطرح شده است ، مطرح گشتن وى معلول همان جهت مىباشد ، مثلا فرويد را در نظر بگيريم كه پاره اى از مسائل روانكاوى او را در جامعهء اروپا بشهرت قابل توجه نايل ساخته است . او در سايهء اين شهرت به خود اجازه مىدهد كه در هر مسئله اى از مسائل انسانى اظهار نظر كند و ريشهء همهء آنها را به موضوعى كه او را به خود جلب نموده است ، منتهى نمايد . در اين هنگام شخصيتهاى ديگرى حقايقى را مطرح ميكنند كه با آن ريشه اى كه فرويد را به خود جلب نموده است ، سازگار نمىباشد ، بلكه آن را مطرود قلمداد مىكند . در اين صورت فرويد خود را ملزم به دفاع از خود مىبيند و خود را مجبور مىبيند كه حقايق كشف شده بوسيلهء ديگران را بپوشاند و يا آنها را نفى كند . در اين گونه اختلافات كه از بحث در بارهء معشوق شخصى متفكران پيش مىآيد ، عناصر شخصيتى و خود - محورى دست به فعاليت مىزنند ، بينوا انسانهاى ديگر كه از ميان اين جنگ و جدالهاى بى اساس حقيقت را مىجويند

يكى از بزرگترين آفات شناخت كه حيات را به تباهى مىكشد ، عمل نكردن به علم است

منابعى كه در اسلام علم را حجت و برهان براى لزوم عمل معرفى كرده