او بوجود آمده است ، اظهار مىكند ، خيانت بر ديگران را بر جنايت بخويشتن ميفزايد . اين خيانت عبارتست از محروم ساختن مردم از وصول به واقعيات با نشان دادن غير واقع بجاى واقع و غير حق بجاى حق . اين يك خيانت ساده و مجرد از تباهىهاى ديگر نيست ، بلكه بطور حتم خيانتهاى ديگرى را بدنبال خود بوجود خواهد آورد مانند منفى شدن ارزش و عظمت واقعيت و جسارت يافتن مردم بر لجاجت و مبارزه با واقعيات . اينست خيانت دوم كه از خيانت اول زاييده مىشود . خيانت سومى كه زاييده شدهء خيانت دوم است ، مات شدن رنگ واقعيتها و مخلوط شدن آنها است با خلاف واقعيتها . از اين تسلسل خيانتهاى ضد انسانى ، خيانت نهائى كه موجب اختلال « حيات معقول » انسانها مىگردد ، باز بودن دست اقوياى سلطه گر و آماده شدن ميدان براى بازى آنان با جانهاى انسانها و ارزشهاى آنها مىباشد .
نتيجهء دوم - جدلبازان در برابر حق و واقعيت ، هدفى جز توجيه موضع گيرى نابكارانهء خود ندارند
،
و الا دليلى وجود ندارد كه آدمى پس از روشن شدن حق و واقعيت براى پوشاندن و ناديده گرفتن آن ، به جست و خيز بپردازد .
نتيجهء سوم - جدل پردازان در برابر حق و واقعيت به خوبى مىدانند كه كار طبيعى و صحيحى انجام نمىدهند
،
زيرا براى اثبات اين كه انسان تشنه نياز به آب خوردن دارد نه داد و فرياد مىخواهد و نه جدلبازى و اصطلاح بافىهاى حرفه اى و آويزان شدن از اصول تقليدى و پيش ساختهء غير قابل انطباق با واقعيات و بهره بردارى از ابراز احساسات پوچ و بى پايه .
نتيجهء چهارم - جدال در آيات الهى كفر است
،
زيرا كفر پوشانيدن حق است و چه پرده پوشى وقيحتر از تاريك ساختن چهرهء حق و واقعيت
نتيجهء پنجم - جدل پردازان آن متكبران جبارند
كه دلهاى آنان به جهت مقاومت در برابر حق و واقعيت از فعاليت طبيعى و منطقى خود ساقط گشته است . اين سقوط دل ، همان قانون الهى است كه روشنگر جريان عليت ميان