تدوينيافته به صرفه و صلاح ما نزديكتر مىباشد و اين همان چيزى است كه به نام ترويج قوانين مسلم و يا الزام فيزيكى علم اقتصاد ناميده مىشود . پس حال كه يك نظم طبيعى در دنيا وجود دارد و چون اين نظم بهترين قانون موجود مىباشد ، بهتر است از مداخله در مكانيزم اقتصاد خوددارى نمائيم و امور را به حال خود رها نمائيم تا خود به خود ترتيب حاصل كنند و از اينجا فرمول معروف « بگذاريد به شود ، بگذاريد بگذرد » به دست مىآيد . . . » ( 1 ) براى اين اقتصاددانان و هر كسى كه به نمودهاى جارى مسائل اقتصادى مانند ساير مسائل فيزيكى مىنگرند ، بحث از كار و كالا و ارزش آن دو ، هيچگونه پيچيدگى و دردسرى ندارد ، آنان مىتوانند با خيال راحت اقويا را به حال خود رها كنند كه حكمفرماى زندگى و مرگ مردم باشند تعجب در اين است كه اين اقتصاددانان چگونه به خود اجازه دادهاند كه به ارادهء خداوندى در بارهء لزوم برقرار ساختن عدالت در ميان انسانها پشت پا بزنند گويا آن همه پيامبران و مصلحان ، خلاف نظم طبيعت قيام مىكردند و سودجويان زورگو را به جاى خود مىنشاندند و آنگهى نظم طبيعت به وسيلهء نوابغ و دانشمندان باگذشت زمانها از زير پردهها تدريجا آشكار مىگردد و معلومات گذشته در پيشرفتهاى آينده مردود مىگردد و اين جريان هنوز هم ادامه دارد و به نظر مىرسد كه استمرار آن براى هميشه ادامه خواهد داشت . بنا بر اين شما اقتصاددانان قوانين اقتصادى را با كدامين معلوماتتان در بارهء قوانين و نظم طبيعت ، تنظيم مىنمائيد از طرف ديگر در روبناى طبيعت عقرب و افعى و ميكربهاى كشنده و زلزله و و با و انساننماهائى بدتر از درندگان هم وجود دارد ، مگر يكى از قوانين طبيعت بشرى آن نيست كه با اين عوامل مزاحم زندگى انسانها مبارزه شود
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 97
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٧
- دشوارى و اهميت مباحث مربوط به كار
هامش
( 1 ) اقتصاد ارشادى و ليبراليزم آقاى دكتر ج . پيامى رس صفحهء 13