به كار و ارزش آن را در سه منطقه مهم بايد بررسى كرد : 1 - اقتصادى محض 2 - اقتصادى - اجتماعى 3 - اقتصادى - انسانى
1 - منطقهء « اقتصادى محض »
مباحثى كه در بارهء كار و انواع و ارزش آن صورت مىگيرد ، سر و كار متفكران اقتصادى با نمودهاى عينى كار و مفيد بودن و عرضه و تقاضاى كار و كالا و ابزار توليد و سيستمهاى مديريت و غيره است و تحقيق در اين گونه مسائل بىشباهت به تحقيق در نمودهاى فيزيكى نيست كه با قطع نظر از صدها چون و چراى زيربناى نمودها بررسى مىشوند و به نتايج خود مىرسند . اين تحقيقات محورى را به نام انسان و اصول و ارزشهاى آن ، نمىشناسند چنان كه فيزيك ، محورى را به نام طبيعت آگاه و داراى اختيار و ارزش مطرح نمىنمايد . فيزيوكراتها كه هيچ توجهى به مسائل فوق العاده پيچيده كار و كالا و ارزش آن دو نداشتند ، در منطقه اقتصادى محض زندانى بودند ، گوئى آنان انسانى را كه انجامدهندهء كار و به وجود آورندهء كالا است ، نمىديدند . نظرات اين اقتصاددانان فيزيوكرات و كلاسيك و مكتب ليبرال فرانسوى را در كتاب « اقتصاد ارشادى و ليبراليسم » چنين مىخوانيم : « آنان مدعىاند كه بشر نبايد با وضع تدوين مقررات اجتماعى در امور اقتصادى مداخله نمايد و چنانچه جريانهاى اقتصادى را به حال خود رها كنند ، طبعا خود به خود تحت نظم و هماهنگى درمىآيند و هدف علم اقتصاد از نظر فيزيوكراتها عبارت است از كشف همين قانون طبيعى و فطرى ، زيرا نظم طبيعت بنا بر ارادهء خداوند برقرار گرديده و چون او در هر حال خواستار خير و سعادت ما است ، پس بهترين قوانين ، قانون طبيعت است و اطاعت از آن به مراتب از نيروى مقررات و تعاليمى كه به دست بشر و به طور مصنوعى