2 - واحد مقياس عينى - مقصود از واحد مقياس عينى اينست كه مقدار معينى از نمود عينى براى سنجش موضوع عينى كه قابل تقسيم به مقدارهاى مشابهى است ، منظور شود . مانند يك متر پارچه براى سنجش ده متر از آن . حال ببينيم آيا مىتوانيم چنين واحدى را در بارهء خود كار فى نفسه داشته باشيم اگر با نظر علمى دقيق بخواهيم چنين واحدى را تعيين كنيم ، هرگز به نتيجه اى صحيح نخواهيم رسيد ، زيرا كار انسانى پديده اى است كه از فعاليتهاى حياتى و روانى مستمر و در عين حال غير قابل تكرار به وجود مىآيد ، به اين معنى كه كوچكترين واحدى براى كار كه بتوانيم آن را به عنوان يك واحد تصور كنيم ، معلول تموجاتى از حيات و روان و فعاليتهاى متنوع آن دو است ، بنا بر اين ، واحدى كه انتخاب مىشود ، واحد معلول و گسيخته از اجزاى علل اصليش مىباشد ، لذا اگر به همين واحد معلول قناعت كنيم در حقيقت به يك واحد فرعى و پيروى قناعت كردهايم و اگر بخواهيم اجزاى علل اصلى كار را براى انتخاب واحد كار در نظر بگيريم ، بدانجهت كه اجزاى علل مفروض از پديدههاى حيات و روان است كه به هيچ وجه قابل اندازه گيرى رياضى نمىباشند ، باز به نتيجهء صحيح علمى نخواهيم رسيد ( 1 ) . اين مسئله در كارهاى فكرى پيچيده تر از كارهاى عضلانى است ، زيرا چيست آن واحد مقياس علمى كه بتواند حدس يك مدير مجموعهء سيستمى را كه موجب پيشرفت آن مجموعه مىباشد ، تعيين نمايد كجا است واحد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 94
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٤
هامش
( 1 ) - اين مسئله هم مسلم است كه هيچ وقت و در هيچ شرائطى دو واحد كاملا مشابه هم قابل تبادل با يكديگر نمىباشند . يعنى مثلا پنج ساعت كار عضلانى براى به وجود آوردن مقدارى معين از پارچه قابل تبادل با يك پنج ساعت ديگر كار عضلانى براى به وجود آوردن همان مقدار از پارچهء مفروض نمىباشد ، چنان كه دو استكان از مادهء كاملا متحد و در يك حجم با اتحاد در تمام خصوصيات محيطى و زمانى يا امكانپذير نيست و يا لغو و بيهوده است .