و در هر دو آيه پس از بيان ممنوعيت بىارزش كردن كار و كالاى مردم ، ممنوعيت افساد در روى زمين را گوشزد مىنمايد . يعنى از ارزش انداختن كار مردم ، افساد در روى زمين را در دنبال خود خواهد آورد . اين مبحث را مشروحا بررسى خواهيم كرد .
3 - عدم گسترش تفاهم ميان افراد كارگر و فعال براى احراز و تثبيت موقعيت خود ، مگر در دو قرن اخير .
عامل دوم - پيامبران و انسانشناسان مصلح و همهء حكماى الهى به جهت شناخت ارزش حيات انسانها و استعدادها و نيروهاى نهفته در آنان ، در آگاه ساختن جوامع به عظمت و ارزش كار از همهء ديدگاهها دست به فعاليت زدهاند .
اين عقيده كه پيشتازان فوق اغلب در توضيح حكمت جهان هستى و قوانين حاكم بر آن و بايستگيها و شايستگيهاى انسان كار كرده و اهميت چشمگير به كار و فعاليت انسانى قائل نشدهاند ، قطعا خلاف واقع بوده ، ناشى از عدم اطلاع كافى از ديدگاههاى سازندهء آن پيشتازان مىباشد . توصيه و دستورهاى اكيد آنان به اين كه عدالت بنياد اساسى حيات اجتماعى صحيح مىباشد ، همچنين تصريح به مالكيت انسان بر خود و كار و فعاليتى كه از پديدههاى همان خود مىباشد ، بهترين دليل براى اثبات اين حقيقت است كه پيشتازان به ارزش و عظمت كار بالاترين اهميت را ابراز كردهاند . آنچه كه باعث عدم آگاهى جوامع آن پيشتازان به اهميت و ارزش كار بوده است ، اينست كه تا پيش از دو قرن اخير كار و نقش حياتى آن صورت فردى و گسيخته از يك پديدهء اجتماعى عام انجام مىگرفت .
در مبحث « تعريف ارزش » اين مسئله را كه يك بعد اساسى ارزش عبارت است از بعد انسانى ، اثبات كرديم و گفتيم : اگر انسان را در شناخت معناى ارزش منها كنيم ، مفهوم مفيديت به تنهائى براى شناساندن آن كافى نيست .
بنا بر اين هر چيزى كه براى انسان مفيد است و بدست آوردن آن احتياج به كار ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 91
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩١