تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
طيبه بوده است . ايا رؤياهاى افلاطون و فارابى و ابن سينا و كانت جز همين حيات طيبه است كه ما آن را حيات معقول ناميده‌ايم در اين حيات كه ابعاد اصيل انسانى عناصر پايدار آن است ، خواسته‌هاى شخصى آدميان كه « خواهان لذايذى » غير از لذائذ قانونى آن ابعاد اصيل است ، به جهت تصادمى كه با لذائذ قانونى دارد ، حذف و مردود شناخته مىشود ، مانند ثروت غير قانونى و سلطه جوئى و هدف قراردادن مسائل جنسى و امثال اين گونه خواسته‌ها كه مزاحم ابعاد اصيل خود و ديگران مىباشد . ممكن است اين توهم پيش بيايد كه : اين « حيات معقول » همان زندگى اوتوپيائى و رؤيائى است كه هرگز از ذهن انسانشناسان انسان دوست به جهان عينى و واقعيات زندگى كه تاريخ به ما نشان مىدهد تجاوز نخواهد كرد ، زيرا كدامين متفكر بزرگ است كه بتواند ابعاد اصيل حيات را تعيين نمايد و كدامين متصديان امور اجتماعى اين توانائى را دارند كه انسانها را از ديدگاه مديريت و مقامى كه دارند ، مانند آجرهاى متحرك تلقى نكنند و واقعا خود را جزئى از آنان بدانند تا بتوانند ابعاد اصيل انسانها را به به فعليت رسانيده آنها را بارور بسازند كجاست آن قوانين عادلانه كه بر روشهاى ماكياولى متصديان امور انسانى پيروز گردد تا انسانها را بر مبناى آن ابعاد اصيل اداره كند در پاسخ اين توهم ديرينه كه متأسفانه از واقعيات جارى تاريخ سرچشمه مىگيرد ، مطلبى جز اين نداريم كه ما ارادهء انسانى را خيلى نيرومندتر از آن مىدانيم كه در برابر قوىترين عوامل مزاحم ابعاد اصيل آدمى پرچم تسليم باز كند . در برابر سئوالات فوق ، اين مسائل را هم ما مىتوانيم مطرح كنيم : آن كدامين مشكل است كه در برابر ارادهء آدمى حل و فصل نگردد آن كدامين گردنه صعب العبور حيات است كه بشر با ارادهء راستين آن را پشتسر نگذارد